اندکی درباره اخلاقیات اسکندر کبیر
هخامنشیان (بخش729)
" ... اسکندر پس از اینکه تدارکات خود را برای سفر جنگی به آسیا تکمیل کرد آنتی پاتر مقدونی را با دوازده هزار نفر پیاده و هزار و پانصد سوار در مقدونیه گذاشت تا امور آن مملکت را در غیاب او اداره کند و همواره سپاهیان جدید گرفته ، به کمکش بفرستد . بعد اراضی و املاک زیاد بین دوستان خود تقسیم کرد . در این موقع چنانکه نوشته اند ، به پردیکاس مقدونی هم قسمتی رسید و او از اسکندر پرسید "برای خودت چه باقی گذاشته ای ؟"
اسکندر جواب داد : "امید را" .
سردار مزبور گفت : "چون ما هم در تحت لوای تو جنگ خواهیم کرد همان را برای خود نگاه می داریم ."
ولی اشخاص کمی از پردیکاس پیروی کردند و بعضی به قدری طماع بودند که از اسکندر پرسیدند خزانه اش در کجاست ؛
و اسکندر جواب داد : "نزد دوستانم ."
اسکندر می خواست بگوید که من تمام هستی و دارایی خود را به معرض بخت آزمایی گذاشته ام . هر گاه فاتح شدم ، که این خزانه در مقابل خزانه دیگران چیزی نیست و اگر مغلوب - که هر دو را باخته ، ولی خدمتگزارانی صادق و باوفا برای خود ذخیره کرده ام . "(1)
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1119 - 1118
1 . اسکندر ، سالها از شاگردان ارسطوی کبیر بود و نیز از کودکی ، با بهره گیری از اساتید بزرگی پرورش یافته بود .
مطالب مرتبط :
کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر :
بخش اول :
https://ume.la/f5KvnD
بخش دوم :
https://goo.gl/zVgh1r
بخش سوم :
https://goo.gl/eaqUzz
بخش چهارم :
https://goo.gl/h1JchG
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 16:02