حماقت اردشیر دوم ، و پیمان شکنی و نامردی سردار او (تیسافرن) ، زمینه ساز حمله اسکندر به ایران و تصرف آن
هخامنشیان (بخش620)
" ... اگر حقیقت امر چنین بوده که گزنفون نوشته ، باید گفت که رفتار دربار ایران با این یونانی ها رفتار بسیار غلطی بوده . دربار ایران می بایست یکی از دو شق را انتخاب ... (می کرد) : یونانی ها را قهرا مجبور به خلع اسلحه و تسلیم شدن کند یا آنها را در تحت حمایت خود گرفته ، به اوطانشان برساند . در صورت اولی معلوم است که ابهت ایران محفوظ می ماند ، بخصوص اگر پس از خلع اسلحه ، آنها را در جایی دور از حدود یونان می نشاندند . در صورت دوم هم باز آنها با حمایت دربار ایران از خاک ایران خارج می شدند و ممکن نبود تصور کنند که به زور بازوان خودشان به یونان برگشته اند ؛ زیرا از مذاکره یونانی ها بین خودشان و نیز از صحبت کل آرخ با تیسافرن این معنی روشن است و نیز معلوم است که با این حال ، باز ابهت ایران محفوظ می ماند و این رویه ضمنا فتوت اردشیر را هم می رسانید . اما دربار ایران ، شقی را اختیار کرده که بدترین شقوق بوده و به نام ایران آن روز لطمه ای بزرگ زده و اثراتی بخشیده که شرح آن در جای خود بیاید . اجمالا آنکه این یونانی ها در تمام یونان بپراکندند و در همه جا گفتند : "ما تقریبا از دم درب قصر شاه تا یونان به قوت بازوی خودمان راه را شکافتیم و کسی نتوانست از عهده ی ما برآید . ایران یک شاهنشاهی پر عرض و طولی است که ثروت آنرا حدی نیست ، ولی در همان حال منتظر فاتحی است که چند هزار سپاهی کارآزموده داشته باشد. "
بر اثر این عقیده که در یونان منتشر شد ، چنانکه بیاید ، در ابتدا آژزیلاس پادشاه اسپارت به میدان آمد ولی سیاست دربار ایران در یونان کارهای او را عقیم کرد و این هم یک درس عبرت برای اسکندر شد که تا وضع ثابتی در یونان ایجاد و سیاست دربار ایران را در آن مملکت بی اثر نکرده ، قدم به این طرف داردانل ننهد . بنابراین یکی از جهات آمدن اسکندر به ایران ، همین عقب نشینی یونانی ها بود . "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 988
تذکر :
قضیه عقب نشینی یونانی ها اینست که کوروش صغیر ، تعداد زیادی از یونانی ها را اجیر کرده و برای نشستن به جای برادرش اردشیر ، به قصد جنگ با او لشکرکشی کرد . او شکست خورد . سپس اردشیر تیسافرن را فرستاد با یونانیان مذاکره کند . پیمانی منعقد شد و تیسافرن قسم خورد و قول داد آنان را جیره دهد و مسیر بازگشت به یونان را نشانشان دهد و آنان را همراهی کند تا از مرز خارج شوند ، بدون اینکه آسیبی به آنان برساند ؛ و یونانی ها هم که آذوقه شان توسط او تامین می شد قول دادند که ایالات ایران را غارت نکنند . نیازی هم به غارت نداشتند ، چرا که آذوقه شان را تیسافرن تامین میکرد .
پس از مدتی حرکت ، تیسافرن پیمان شکنی ، قسم شکنی و نامردی کرده ، سرداران سپاه یونانی را که دعوت کرده بود و میهمانش بودند کشت ؛ و سپاهی را فرستاد که تعداد زیادی از یونانیان را کشتند . یونانیان که نامردی سردار اردشیر هخامنشی را دیدند آماده شده و به سمت مرز حرکت کردند ؛ ولی تیسافرن مجددا به آنها حمله کرد . این جنگ و گریزها بسیار ادامه یافت . یونانی ها به دهات ایرانی مسیرشان هجوم بردند و غارتشان کردند (چون آذوقه نداشتند) . در مسیر ، جنگ و گریزها با سرداران دیگر ایرانی و بومیان ادامه یافت و یونانیان هر جا می رفتند به دهات ایرانی حمله کرده و غارت می نمودند (برای تامین آذوقه شان) . ده ها ده غارت شد و ایرانیان زیادی کشته شدند . و در نهایت ، یونانی های بازمانده ، به سختی ، به یونان رسیدند .
@haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: هخامنشیان,حماقت,اردشیر,هخامنشی,پیمان,نامردی,سردار,اسکندر,ایران, نویسنده: بازدید: 215 تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:53