هرودوت کیست ؟
تاریخ ایران (بخش22)
" اگرچه او را پدر مورخین خوانده اند ، ولی در واقع امر نخستین مورخ نبوده ، زیرا قبل از او اشخاص دیگر از یونانی ها مانند هکاته ، چیزهایی نوشته اند که به ما نرسیده و ظن قوی می رود که هرودوت و مورخین قرون بعد ، از این نوشته ها استفاده کرده اند بی اینکه اسم مولف را برده باشند . هرودوت از اهل هالیکارناس مستعمره ی یونانی در آسیای صغیر بود و چون این شهر جزو مستملکات ایران به شمار می رفت مورخ مذکور از تبعه ی ایران محسوب می شد . مدت زندگانی او را از 484 تا 425 ق . م دانسته اند . هرودوت سیاحت های زیاد در ممالک مشرق قدیم کرده و تحقیقات خود را راجع به احوال و تاریخ بعض این ممالک نوشته . نوشته های او دارای نه کتاب است و از این جهت آنرا "تاریخ در نه کتاب" نامند . چون هر یک از کتاب ها به نام یکی از موزهای (1) یونانی شروع شده . بعض محققین هرودوت عقیده دارند که تقسیم نوشته های او به نه کتاب و اسمی که به هر یک از کتاب ها به نام موزی داده شده ، در قرون بعد به عمل آمده و تالیفات مورخ در ابتدا تقسیماتی نداشته ، زیرا وقتی که می خواهد خواننده را به مطلبی که گذشته یا خواهد آمد ارجاع کند ، غالبا گوید "در حکایت دیگر" یا "حکایت های دیگر" و امثال آن .
راجع به کیفیت نوشته های او باید شرح ذیل را در نظر داشت : در آسیای صغیر مستعمرات یونانی زیاد بود . وقتی که نزدیکی و الفت میان یونان و مشرق قدیم پیدا شد ، مشرق آباد و متمول ، توجه یونان فقیر را به خود جلب کرد و یونانی های زیاد به ممالک مشرق آمده ، در بابل ، مصر و سوریه منتشر شدند . بعد از تشکیل دولت هخامنشی بر عده ی یونانی ها در ممالک مشرق افزود ؛ زیرا علاوه بر یونانی هایی که برای سیاحت یا کار به مشرق قدیم می آمدند ، عده ی زیادی از آنها به خدمت مصری ها استخدام و از اواسط دوره ی هخامنشی در قشون ایران هم اجیر می شدند . یونانی های سیاح ، که زبان های خارجه را نمی دانستند و با اخلاق و عادات مردمان بومی آشنا نبودند ، نمی توانستند به اوضاع و احوال ملل مشرق قدیم جز از نظر یونانی بنگرند . اگر چه ، از زمانی که عده ی سیاحان خارجه در ممالک مشرق قدیم زیاد شد ، اشخاصی از مردم محل پیدا شدند که زبان های خارجه را می آموختند تا مترجم یا بلد گردند ؛ ولی اینها غالبا نه اطلاعی از گذشته های وطن خود داشتند و نه با تمدن یونانی آشنا بودند . اطلاعی از گذشته های وطن خود نداشتند زیرا سیاحان یونانی از قرن پنجم ق . م به سیاحت در مشرق قدیم پرداختند و در این زمان دوره های درخشان ملل شرق قدیم ، مانند مصر ، بابل ، آسور و غیره گذشته بود . نسل های بعد هم به همان اندازه از این گذشته ها آگاه بودند که مثلا ایرانی های قرون اسلامی از عظمت ایران در زمان داریوش بزرگ یا ایتالیایی های قرون وسطی از جلال روم در زمان اوگوست . ممکن است گفته شود که ایران زمان هرودوت در این حال نبوده . این نظر با اینکه تا اندازه ای وارد است ، چندان موثر نیست ؛ زیرا اولا خود دولت هخامنشی بعد از داریوش اول و خاتمه ی جنگ های ایران و یونان رو به انحطاط می رفت . ثانیا هرودوت به ایران نیامده بود ؛ یعنی نوشته های خود را از تحقیقاتی که در خارج ایران می کرد می نوشت ؛ و باید این نکته را نیز در نظر داشت که ترقی و جهانداری پارسی ها بغتتا روی داد . بنابراین ایرانیان قدیم در انظار ملل قدیمه مشرق مانند مصری ها و بابلی ها که گذشته های مفصل داشتند ، ملتی بودند فاتح و غالب ولی تازه به دوران رسیده ؛ و طبیعی است که در این مورد ملل مغلوبه ملت غالب را دوست ندارند . باری ، بنا بر آنچه گفته شد ، مترجمین و رهنمایان بومی همانقدر می توانستند سیاحان یونانی را از عادات ، اخلاق ، مذهب و گذشته های ملل مشرق قدیم آگاه کنند که مثلا امروز سیاحی بخواهد به توسط مترجمین و رهنمایان ، احوال روحی ، تمدنی و نیز گذشته های مملکتی را بداند . این کیفیات در نوشته های هرودوت که یکی از سیاحان یونانی بود خیلی روشن منعکس شده : سنوات وقایع درهم و برهم است . در موارد زیاد داستان گویی جای تاریخ را گرفته و خود داستان ها هم ، از این جهت که از نسل به نسل رسیده ، چنان مشوش است که با زحمت می توان مقصود را دریافت . بر این معایب یک چیز هم افزوده : یونانی های قدیم عاشق چیزهای فوق العاده و غریب بودند و چون مصر را سرزمین معجزات و چیزهای خارق عادت می دانستند ، می خواستند چیزهای عادی را هم به طور فوق العاده تاویل کنند ، یا فوق العاده را بر عادی ترجیح دهند . این نکته نیز از نوشته های هرودوت به خوبی درک می شود .
راجع به آسور و بابل هم نوشته های هرودوت چنین است و بلکه بدتر . بالاخره باید در نظر داشت که سیاحت او در مشرق قدیم طولی نکشیده . در مصر شاید سه چهار ماه اقامت داشته . خودش گوید در بابل بوده ؛ ولی بعض محققین جدید بر این عقیده اند که اصلا هیچ گاه در این شهر نبوده . او گوید که غالبا اطلاعات را از کاهنان گرفته ؛ ولی تصور نمی رود که منبع تحقیقات او روحانیون درجه اول بابل یا مصر بوده باشد .
اینست به طور کلی آنچه از نوشته های هرودوت استنباط می شود ولی با وجود این ، کتاب های او از این حیث مفید است که رویهم رفته و بطور کلی منظره ی مشرق قدیم را در قرن پنجم قبل از میلاد می نماید . آنچه را که خودش دیده درست نوشته . فقط در بعض جاها اختراعی کرده مانند قضیه ی "سلن و کرزوس" که در جای خود بیاید . ارقامی را که هرودوت ذکر می کند چنانکه خواهیم دید گاهی اغراق آمیز است ؛ ولی غالب مورخین عهد قدیم از این نقص مبری نیستند .
اما راجع به اینکه در عهد قدیم چگونه نوشته های هرودوت تلقی می شد ، باید در نظر داشت که به عقیده ی بعض محققین مانند بر ، کروگر ، و شتین ، هرودوت نوشته های خود را در آتن و در موقع بازی های المپ برای یونانی ها می خوانده . اگر راجع به المپ تردیدی باشد ، چنانکه بعضی کرده اند ، در باب آتن شکی نیست . زیرا اوسویوس وقایع نگار ثقه ی قرن سوم میلادی راجع به سنه ی 445 یا 446 ق . م گوید : هرودوت کتاب خود را در آتن در ملا عام خواند و به افتخاراتی بزرگ نایل شد . پلوتارک از قوم دی ءیل نامی مورخ آتن (از قرن سوم ق . م) گفته : آتنی ها در ازای تمجیداتی که هرودوت از آنها ذکر کرده بود ده تالان به او دادند . اگر چه در مبلغ انعامی که به او داده اند یقینا مبالغه شده ... ، ولی ذکری که مورخ مذکور کرده می رساند که چیزی بوده و چیزهایی گفته اند . دیون خری سس تم نیز گفته که هرودوت در ازای کتاب خود از کرنتی ها وجهی خواست و چون جواب دادند "نام نیک چیزی نیست که در بازار خرید و فروش شود" هرودوت از آنها در کتاب خود ، در جایی که تاریخ جنگ سالامین را نوشته بد گفت . این است آنچه بنا بر منابع قدیم راجع به هرودوت گفته می شود ؛ ولی اکثر محققین جدید مایل اند که این گفته ها را عاری از صحت بدانند . با وجود این اسامی اشخاصی را که در عهد قدیم از او بد یا خوب گفته اند ذکر می کنیم :
ارسطو اسلوب انشاء هرودوت را برای تاریخ نویسی پسندیده ؛ ولی او را افسانه گو نامیده و ضمنا غلط های کتاب هرودوت را راجع به علوم طبیعی نشان داده .
توسیدید مورخ معروف و درست نویس یونانی که تاریخ جنگ های پلوپونس را نوشته ، در مقدمه کتاب خود گوید : هرودوت نثرنویسی است که به حقیقت نویسی علاقمند نبوده .
کتزیاس که در دربار داریوش دوم و اردشیر دوم طبیب بود ، جاهایی را از نوشته های هرودوت راجع به کوروش بزرگ ، کمبوجیه ، داریوش و خشایارشا تکذیب کرده ، ولی باید گفت که بعض نوشته های خود کتزیاس را هم مورخین دیگر تکذیب کرده اند .
ژوزف فلاویوس ، مورخ یهود از قرن اول میلادی گوید که همه دروغگویی هرودوت را ثابت می کردند و مانتن مورخ مصری گفته که در نوشته های هرودوت راجع به مصر غلط های زیادی است .
سیسرون ، نطاق معروف رومی ، هرودوت را ابوالمورخ نامیده و گوید : نوشته های او مانند نوشته های ان نیو پر است از افسانه های گوناگون .
دیودور سیسیلی گوید اختراعات و افسانه هایی را که هرودوت عمدا در تاریخ مصر داخل کرده ، به سکوت خواهیم گذراند .
استرابون جغرافیادان عالم قدیم گفته به شعرای قدیم مانند هومر و هزیود بیشتر می توان اعتماد کرد تا به هرودوت و مورخین دیگر عهد قدیم .
دنیس هالیکارناسی مورخ یونانی که معاصر یولیوس سزار و اگوست بود و قسمتی را از تاریخ روم نوشته ، در میان تاریخ نویسان یونانی ، هرودوت را لایق نخستین مقام دانسته و او را بر توسیدید ترجیح داده .
این است بطور اجمال عقاید مورخین و نویسندگان عهد قدیم درباره هرودوت ؛ ولی در عهد جدید اکثر انتقادات به نفع او تمام شده ؛ زیرا بیشتر محققین او را روی هم رفته مورخی دانسته اند که صمیمی بوده و می خواسته حقیقت را بنویسد . اینها گویند : اگر هرودوت در بعض موارد دسترسی به مدارک و اسناد صحیح نداشته ، این نکته به صمیمی بودن او خللی وارد نمی کند و او یکی از مورخین ممتاز عهد قدیم به شمار می رود . نظر مذکور را نمی توان صحیح دانست . به معتقدات مذهبی هرودوت هم نمی توان ایراد کرد ؛ زیرا او یونانی بوده و یونانی ها چنین معتقداتی می پرورده اند ؛ ولی یک چیز را نمی توان با اغماض گذرانید : هرودوت پارس و پارسی را دوست ندارد و قلم را در بعض موارد تابع حسیات می کند . راست است که او یونانی بود و یونانی ها پارسی ها را دوست نداشتند ؛ ولی توسیدید و دیودور سیسیلی نیز یونانی بودند و بعض یونانی ها مانند پلوتارک ، حسیات وطن پرستی را در نوشته های خود با کمال حرارت بروز داده ، از عدم بهره مندی های یونان در مقابل ایران در برخی موارد (مانند معاهده آنتالسیداس) نالیده اند ؛ ولی با این حال نخواسته اند قلم را تابع حسیات کنند . به هر حال با وجود ایراداتی که به هرودوت وارد می آید باید انصافا گفت کتبی که او از خود گذاشته و اطلاعاتی که می دهد برای تاریخ ایران قدیم هم مهم و گرانبهاست ؛ زیرا جز چند کتیبه که مفصل ترین آنها شاید دارای دو هزار کلمه باشد ، مدارک ملی دیگر برای این قسمتهای تاریخ ایران قدیم نداریم و از کشفیات جدید هم مواد زیاد راجع به این زمان بدست نیامده . بالاخره درباره هرودوت باید گفت که بیشتر کشفیات راجع به ایران قدیم نوشته های او را تایید می کند . "
1 . موزها نه ربه النوع بودند که هر یک صنعتی را مانند شعر ، موسیقی ، نمایش و غیره حمایت می کردند . مهمترین صنایع شعر و فصاحت بود .
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد اول ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 86 - 81
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
برچسب:
نویسنده: فاطمه زارعیان