دیودور سیسیلی کیست ؟
تاریخ ایران (بخش30)
"این مورخ یونانی که در قرن اول قبل از میلاد می زیست خواسته یک دوره تاریخ عمومی بنویسد و چهل کتاب نوشته ولی تنها بیست و یک کتاب او کاملا در دست است و از مابقی فقط قسمت هایی تا زمان ما باقی مانده . چون تاریخ او راجع به ممالک و ملل مختلفه می باشد ، موسوم به کتابخانه ی تاریخ است و نوشته های او مبنی بر نوشته های مورخینی است که قبل از او بوده اند مانند هرودوت ، کتزیاس و هکاتیوس یونانی از آبدر (معاصر اسکندر و بطلمیوس اول) . دیودور مصر را چهار قرن بعد از هرودوت دیده ؛ یعنی وقتی که مصری ها تاریخ قدیم مصر را فراموش کرده بودند ، تمدن یونانی در آنجا ریشه دوانده بود و کتاب های زیاد در اسکندریه راجع به تاریخ منتشر می شد. بنابراین دیودور به منابع و مدارک صحیح تری دسترسی داشته . نوشته های او راجع به روابط ایران و یونان ، اوضاع مصر و فنیقیه در زمان تسلط پارسی ها مخصوصا جالب توجه است ؛ چه (زیرا) وقایع را مرتب نوشته ؛ ولی سنواتی که ذکر کرده مورد اعتماد نیست . چنانکه گفته شد این مورخ امتحان کرده که تاریخ عالم را بنویسد و اگرچه نمی توان گفت که خوب از عهده برآمده ولی این نخستین امتحانی است که در عهد قدیم کرده اند . از نوشتجات او در این زمینه معلوم است که تحت نفوذ رواقیون (1) بوده و عقیده آنها در باب اخوت تمام ملل و نیز راجع به اینکه "مورخین از طرف خدا مامورند یونانی ها را با ملل غیریونانی (یا چنانکه یونانی ها می گفتند با بربرها) الفت دهند" در تالیفات او منعکس شده . چنانکه گفته شد دیودور از هکاتیوس چیزهای زیاد اقتباس کرده . راجع به این مصنف هم معلوم است که چون در زمان اسکندر بود می خواست به جهانگیری های او معنی معینی داده او را برانگیخته ی آسمان برای نزدیک کردن ملل با یکدیگر بداند و از این نظر حکومت مطلقه ی اسکندر ، یا چنانکه گویند "استبداد منور" را ترویج مذهب و تمدن مصری را از نظر یونانی تفسیر کرده و درباره ی اسکندر به مبالغه نزدیک شده . اینکه دیودور از نظر هکاتیوس در بسیاری از موارد متابعت کرده نیز از اینجا پیداست که نظر دیودور در موارد زیاد به نظر مانتون شبیه است و حال آنکه نمی توان احتمال داد نوشته های او را دیده باشد . جهت مشابهت عقاید از اینست که هکاتیوس کتاب خود را در زمینه عقاید مانتون نوشته و دیودور چیزهای زیاد از هکاتیوس اقتباس کرده . "
1 . فلسفه ی رواقی یکی از مکاتب یا مذاهب فلسفی یونان است . بانی آن زنون یونانی بود و چون او در یکی از رواق های آتن عقاید خود را می آموخت ، فلسفه اش بدین اسم معروف شد . رواقیون راجع به اخلاق می آموختند که شخص باید خود را کاملا مطیع عقل کرده به سلامتی ، مال ، لذایذ ، محن و غیره بی قید باشد . یگانه وسیله ی خوشبختی برای انسان در این است که باتقوا بوده ، تحمل دردها و مصایب را در این راه چیزی حقیر بداند و چون انسان دارای تقوا شد ، برای سعادتمندی او حدی نیست .
2 . یونانی ها یا بهتر گفته باشیم آتنی ها غیریونانی را بربر می گفتند ، چنانکه در داستانهای ما غیرایرانی را تور گفته اند و عرب غیرعرب را عجم خوانده . غالبا تصور می کنند که بربر یونانی به معنی وحشی است ، ولی تصور نمی رود که چنین باشد ؛ زیرا در جایی از کتاب هرودوت که در ذیل بیاید مورخ مذکور گوید : "لاسدمونی ها (اهالی شبه جزیره پلوپونس) پارسی ها را به جای بربر ، خارجی گویند ."
از اینجا منطقی است استنباط کنیم که آتنی ها به جای خارجی بربر می گفتند .
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد اول ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 92 - 91
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
برچسب:
نویسنده: فاطمه زارعیان