درایت و سرعت عمل کوروش ، مهمترین عامل غلبه او بر کرزوس متجاوز ، و فتح لیدی
تاریخ ایران (بخش58)
" ... کوروش که به استقبال کرزوس می شتافت ، در پتریوم به او رسید ...
بعد جنگ فریقین شروع شد . طرفین تلفات زیاد دادند و چون شب در رسید ، دست از جنگ کشیدند . هر چند هر دو طرف با ابرام می جنگیدند با وجود این ، جنگ بی نتیجه ماند . چون کرزوس فهمید که قوای او کمتر از قوای کوروش است ، صلاح خود را دید که به طرف سارد عقب نشیند ؛ زیرا تصور می کرد که کوروش به واسطه ی سختی زمستان و این نکته که دولت بابل را در پشت سر دارد ، جرات نخواهد کرد به سارد حمله کند ؛ چه در این صورت خطوط ارتباطیه قشون او با تکیه گاهش که خاک ایران بود خیلی دور می شد ؛ و نیز خیال می کرد که پس از زمستان قوای متحدین خواهند رسید و او می تواند پنج ماه دیگر با قشونی به مراتب بیشتر جنگ را از نو شروع کند .
فتح سارد
پس از ورود به سارد ، کرزوس رسولانی به اسپارت ، بابل و مصر فرستاده ، تمنا و تاکید کرد که به کمک او بشتابند . بعد موعد جنگ را ماه پنجم قرار داده ، سپاهیان اجیر را از بیم آنکه به شهر سارد خسارت برسانند مرخص کرد ...
کوروش فورا با بابل داخل مذاکره شده ، تکلیف صلح به نبونید کرد و این پادشاه آن را پذیرفت . پس از آن کوروش از عقب سر خود مطمءن شده ، بی درنگ به لیدیه درآمد و به طرف سارد روانه شد . وقتی که این خبر به کرزوس رسید غرق حیرت گردید ؛ چه هیچ گمان نمی کرد که با سختی زمستان رقیبش جنگ را ادامه داده ، به قلب مملکت او داخل شود . متحدین دور بودند و زودتر از بهار متصور نبود کمکی از طرف آنها برسد . سپاهیان اجیر را هم کرزوس مرخص کرده بود . در این احوال پادشاه لیدی چاره نداشت جز اینکه سواره نظام ممتاز خود را بیرون برده ، با کوروش جنگ کند . بنابراین در جلگه های طرف شرقی سارد معروف به هرموس صفوف لشکر خود را بیاراست . این دشت وسیع برای عملیات سواره نظام قوی و ممتاز لیدی بسیار مناسب بود و کوروش ، چون می دانست که سواره نظام ایران به خوبی سواره نظام لیدی نیست ، به پیشنهاد هارپاگ مادی تدبیری کرد که برای پارسی ها بسیار مفید افتاد . توضیح آنکه امر کرد شترهای بنه را پیش صف واداشتند . در نتیجه اسب های لیدی از هیکل و بوی آنها رم کرده ، اطاعت سواران خود را نکردند و لیدی های رشید مجبور شدند که پیاده جنگ کنند . در این حال لیدی ها پا فشرده ، جنگی بسیار خونین کردند ؛ ولی بالاخره برتری با ایرانی ها گردید و پارسی ها با حملات شدید ، لیدی ها را از جای کندند . پس از آن لیدی ها پناه به قلاع سارد بردند و کوروش بی درنگ قصد تسخیر شهر را کرد . پارسی ها در ابتدا خواستند شهر را با حمله تصرف کنند ولی موفق نشدند و به محاصره پرداختند . کرزوس باز رسولانی نزد متحدین خود فرستاده پیغام داد که چون سارد در محاصره است منتظر انقضای پنج ماه نشده ، فورا به کمک او بشتابند . از نوشته های مورخین یونانی بجز گزنفون دیده نمی شود که در این زمان در قشون کوروش آلات و اسباب قلعه گیری بوده باشد . بنابراین باید گفت که پس از یاس کوروش از گرفتن قلعه به یورش ، پارسی ها به محاصره ی منظم پرداخته اند تا اهالی از سختی های محاصره و فقدان آذوقه تسلیم گردند . در این احوال حادثه ای روی داد که کار تسخیر سارد را آسان کرد . توضیح آنکه شهر از هر طرف دیوار محکمی داشت ، مگر در یک نقطه که به کوهی بر می خورد و به واسطه ی شیب بسیار تند در این قسمت کوه لازم ندیده بودند استحکاماتی بنا کنند . چهارده روز که از محاصره ی سارد گذشت ، کوروش پاداش بزرگی وعده کرد به کسی که پیش از همه وارد شهر گردد و بر اثر پاداش سپاهیان کوروش در تجسس وسیله ای بودند که راهی به شهر باز کنند . روزی یک نفر پارسی که از طایفه ی مردها بود و هی رویاس نام داشت دید کلاه خود یک سرباز لیدی به پایین افتاد و او چست و چالاک از بالا به زیر آمده و کلاه خود را برداشته ، به جای خود برگشت . پارسی مزبور هموطنان خود را از این اکتشاف آگاه ساخت و پس از معاینه محل ، قسمتی از لشکریان کوروش با سپاهی مزبور از آن راه بالا رفته و داخل شهر شده ، دروازه های شهر را برای کوروش باز کردند . پس از آنها قسمت های دیگر نیز وارد شهر گردیدند و سارد تسخیر شد (و کرزوس نیز دستگیر گردید) . "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد اول ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 273 - 271
تذکر :
1 . این مطلب ، تنها ، نقل بخشی از تاریخ (از زبان مورخان) ، و صرفا جهت اطلاع مردم از تاریخ بوده ؛ و به معنای باستانگرایی یا همراهی با باستانگرایان یا سلطنت طلبان نیست .
2 . پان ها - خصوصا پانترک ها - و کوروش پرستان ، هر دو ، سانسورچی و تحریفگر تاریخ اند . عده ای شان مزدور دشمن ، و عده ای فریب خورده یا ناآگاهند .
3 . تاریخ هر کشور ، مجموعه ای از نقاط قوت و ضعف است .
4 . اسلام کامترین دین است . دینی که به ایران و ایرانی ، هدایت ، قدرت ، پیشرفت ، عدالت اجتماعی ، دوستی و اتحاد بی نظیر داد .
5 . در کنار اسلام و اعتقادات اسلامی - که "مهمترین" مولفه قدرت نرم ایران است - سابقه ی تمدنی را هم به عنوان "یکی از" مولفه های قدرت نرم ایران باید به یاد داشت .
6 . هیچ حکومت شاهنشاهی تاکنون نتوانسته به اندازه ی جمهوری اسلامی ، عدالت ، آزادی بیان ، شایسته سالاری ، دموکراسی ، فرصت پیشرفت و هدایت ، و فرصت و اختیار تعیین سرنوشت خود و کشور را برای مردمش فراهم کند .
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 207
تاريخ: چهارشنبه
20 ارديبهشت
1396 ساعت: 13:17