نکات پیرنیا درباره محتویات منشور کوروش و الواح بابلی درباره فتح بابل بدست کوروش
تاریخ ایران (بخش82)
"مقتضی است کلمه ای چند راجع به اعلامیه کوروش بگوییم :
1 . شاه مذکور خود را شاه بابل خوانده و اسمی از پارس و ماد نبرده ؛ زیرا بابل با آن قدمت تاریخی و تمدنی و وسعت ممالک تابعه اش ... مقامی خیلی مهم و ارجمند در عالم قدیم داشت ؛ و دیگر اینکه کوروش خواسته حسیات ملی بابلی ها را مجروح نکند ؛ یعنی بگوید که بابل مانند ایالتی جزو دولت پارس و ماد نشده ، بلکه کماکان دولت بزرگی است ، منتها سلطنت آن به اراده ی مردوک به او انتقال یافته . یعنی دولت پارس و ماد و بابل یک پادشاه دارند (اتحاد شخصی) . بعد کوروش مخصوصا اسم سومر و اکد را ذکر می کند و این نکته باز به واسطه قدمت تاریخی این دو صفحه است . پس از آن می گوید "شاه چهار مملکت" . در اینجا به واسطه ی گنگی اعلامیه نمی شود تاویل محققی کرد ولی از قراین باید مقصود از چهار مملکت پارس انشان ، ماد ، لیدیه و بابل باشد .
2 . کوروش پدر ، جد و پدر جد خود را پادشاهان انشان می خواند . انشان همان انزان است و بالاتر گفته شد که هخامنشی ها آنرا به تصرف درآورده بودند . اما اینکه چرا به جای پارس انشان گفته جهت معلوم است : عیلام با آن سوابق تاریخی بر پارس که تا زمان کوروش در گمنامی می زیست ، مزیت داشت و فاتح خواسته بگوید : من شاه همان مملکتی هستم که مکرر بر بابل دست یافت و با مقتدرترین دول زمان خود سرپنجه نرم کرد . یکی از جهات اینکه کوروش در ذکر شجره ی نسب خود در شخص چیش پش دوم می ایستد همین است زیرا از او به بعد هخامنشی ها به واسطه ی داشتن انزان ، خودشان را شاه بزرگ می خوانده اند .
نلدکه گوید : کوروش از چیش پش دوم بالاتر نرفته زیرا در زمان او اسامی پادشاهان قبل از چیش پش را فراموش کرده بودند . این حدس به نظر صاءب نمی آید ، زیرا باورکردنی نیست که هرودوت یکصد سال بعد از این اعلامیه ، اسامی اجداد کوروش را از قول ایرانی های مقیم خارجه یا از گفته های بابلی ها بداند و کوروش اسامی آنها را فراموش کرده باشد ؛ بخصوص که از کتیبه های اردشیر دوم و سوم دیده می شود که آنها اسامی اجداد خودشان را تا هشت یا نه پشت مسلسل می شمارند . جهت همان است که گفته شد : شاهان پارس ، قبل از چیش پش دوم ، پادشاهان دست نشانده بودند و انزان را هم نداشتند ، لذا کوروش نخواسته از آنها ذکری کند . داریوش اول هم ، چنانکه پایین تر بیاید از چیش پش دوم بالاتر نرفته . عدم فراموشی مخصوصا از اینجا تایید می شود که در ایران قدیم ، چنانکه بیاید به قدمت و از سلسله ی طویل شاهانی بودن اهمیت زیاد می دادند و شاهان اشکانی و ساسانی جد(یت) داشتند که نسب خودشان را به هخامنشی ها برسانند ؛ یعنی قدمت خانواده ی خود را ثابت کنند .
3 . کوروش گوید : " من بی جنگ و جدال وارد بابل شدم و با شادمانی مردم بر سریر سلطنت نشستم ."
این عبارت صریحا می رساند که بابلی ها به پیشقدمی روحانیون خود کوروش را دعوت و با مسرت پذیرفته اند .
4 . بعد شاه پارس گوید : "از دریای بالا تا دریای پایین ..." . این عبارت گنگ است ولی باید مقصود از دریای مغرب تا خلیج فارس باشد ، زیرا در همین زمان یا قبل از آن به عقیده ی بعضی سوریه ، فلسطین و مردمان تابع بابل نیز مطیع گشتند . بعضی تصور کرده اند که مقصود از عبارت مزبور قسمت های غربی و شرقی دریای مغرب است ؛ زیرا به وسطه ی تابع شدن فنیقیه مستملکات آن نیز تابع شد و سابقا این مستملکات از صفحات تابعه ی بابل به شمار می رفت ، چنانکه بخت النصر اول سیاحتی به دریای مغرب برای دیدن این مستملکات کرده بود . ممکن است این نظر صحیح باشد زیرا موافق اخباری که در جای خود بیاید مستملکات فنیقی ها در دریای مغرب تمکین از شاهان هخامنشی داشتند ، ولی به واسطه گنگی عبارت ، تاویل اولی طبیعی تر به نظر می آید .
5 . مقصود کوروش از پادشاهانی که در خیمه ها زندگانی می کنند ، باید قبایل بادیه نشین عرب در حوالی سوریه و کلده بوده باشد .
6 . جاهایی را که کوروش شمرده و می گوید که خدایان این صفحات را به جاهای خودشان برگردانیده ، بعضا مفهوم است ولی بعضی هم مانند زامبان و متورنو معلوم نیست کجاها بوده . مقصود از آگاده همان اکد است .
... شکی نیست که در انشای این بیانیه (=منشور کوروش) ، کاهنان بلندمرتبه ی مردوک شرکت داشته اند زیرا دیده می شود که موافق آداب و مراسم مذهبی بابلی ها تنظیم گشته . از الواح و کتیبه های بابلی دیده می شود که کوروش نه فقط الهه بابل و غیره را محترم می داشته بلکه معابد بابل را موسوم به اساهیل و اسیدا تزیین کرده .
از منابع بابلی اطلاعات دیگر نیز بدست آمده : چند ماه پس از تسخیر بابل و چند روز به اول سال بابلی ها مانده ، کوروش حکم کرده که همه از جهت فوت بلتشر ، پسر نبونید ، عزادار شوند . بعد تاج گذاری پادشاه جدید بابل مرافق مراسم مذهبی و دولتی بابل به عمل آید و کوروش پسر خود کمبوجیه را پادشاه بابل کرده . "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد اول ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 372 - 370
تذکر :
1 . این مطلب ، تنها ، نقل بخشی از تاریخ (از زبان مورخان) ، و صرفا جهت اطلاع مردم از تاریخ بوده ؛ و به معنای باستانگرایی یا همراهی با باستانگرایان یا سلطنت طلبان نیست .
2 . پان ها - خصوصا پانترک ها - و کوروش پرستان ، هر دو ، سانسورچی و تحریفگر تاریخ اند . عده ای شان مزدور دشمن ، و عده ای فریب خورده یا ناآگاهند .
3 . تاریخ هر کشور ، مجموعه ای از نقاط قوت و ضعف است .
4 . اسلام کامترین دین است . دینی که به ایران و ایرانی ، هدایت ، قدرت ، پیشرفت ، عدالت اجتماعی ، دوستی و اتحاد بی نظیر داد .
5 . در کنار اسلام و اعتقادات اسلامی - که "مهمترین" مولفه قدرت نرم ایران است - سابقه ی تمدنی را هم به عنوان "یکی از" مولفه های قدرت نرم ایران باید به یاد داشت .
6 . هیچ حکومت شاهنشاهی تاکنون نتوانسته به اندازه ی جمهوری اسلامی ، عدالت ، آزادی بیان ، شایسته سالاری ، دموکراسی ، فرصت پیشرفت و هدایت ، و فرصت و اختیار تعیین سرنوشت خود و کشور را برای مردمش فراهم کند .
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:17