تجاوز داریوش به ایالات یونانی چون تراکیا ، ارتریا و ... و غصب زوری آنها / سوزاندن شهرها و اسارت دسته جمعی مردم / قربانی بیش از بیست هزار ایرانی توسط داریوش
هخامنشیان (بخش1057)
در قسمت 1055 گفتیم که ایونیه با کمک چند شهر یونانی تلاش کرد بعد از ده ها سال ، از یوغ هخامنشیان خارج شود ؛ که با شکست مواجه شد . در قسمت 1056 از بلایایی که داریوش بر سر مردم ایونیه آورد سخن گفتیم . و باید بدانید که داریوش به سرکوب و بدبخت کردن ایونیان اکتفا نکرد ؛ بلکه به ایالاتی که به او کمک کردند نیز تجاوز کرده و آنان را غصب نمود . در اینجا به بخشی از این اقدامات داریوش خصوصا در تراکیا و ارتریا می پردازیم :
" ... داریوش ، مردونیه را به فرماندهی لشکری برای جنگ منصوب کرد . مردونیه در 493 ق . م فرماندهی ارتش ایران در آسیای صغیر و تراکیه را بر عهده گرفت ، در حالی که نیروی دریایی بزرگ ایران نیز در امتداد ساحل اژه برای تقویت و تدارک این لشکر به حرکت درآمد . سپس فرمان داد که سپاه بسوی جنوب در امتداد ساحل یونان به حرکت درآید و به سوختن و تاراج آتن و ارتریا به تلافی نقش آنها در شورش ایونیه بپردازد ؛ حرکتی که در عین حال جای پای استراتژیکی در جنوب یونان برای ایران فراهم می آورد . با وجود این ، این نقشه ناکام ماند ؛ زیرا توفان غیرمنتظره شدیدی وزیدن گرفت و ناوگان ایران را در نزدیکی قله آتوس واقع در شبه جزیره ی آتوس در هم نوردید . بنا به گزارش هرودوت :
"پیش از این که از کنار تنگه عبور کنند دچار توفان شدید شمالی شدند که در مقابل آن یارای مقاومت نداشتند . بسیاری از کشتی ها به خشکی افتاده در هم شکستند . طبق گزارش ها به سیصد کشتی صدمه وارد شد و بالغ بر بیست هزار نفر مردند . آب های حدود آتوس پر از حیوانات آدم خوار است ؛ از این رو سرنشینان کشتی که زنده مانده بودند طعمه این جانوران شدند و عده زیادی که شنا نمی دانستند غرق ، و بسیاری هم از شدت سرما تلف شدند ."
ارتش زمینی ایران بدون نیروی دربایی نمی توانست مدت زیادی مقاومت کند و داریوش ناچار شد مردونیه و نیروهایش را فرا بخواند .
اما یونانیان نتوانستند از خشم شاه بگریزند چون او تقریبا بی درنگ به اقدامات آماده سازی برای یک لشکرکشی دیگر پرداخت . او این بار سپاهیانش را تحت فرماندهی داتیس ، که سردار مادی قابلی بود و آرتافرن ، برادرزاده خود ، قرار داد . بنا به نقشه جدید باید از تاخیرهای پرهزینه اجتناب می شد و نیروهای ضربتی دریایی مستقیما از اژه عبور کرده ، به شهرهای موردنظر حمله ور می شدند . داتیس و آرتافرن در بهار سال 490 ق . م به کیلیکیه واقع در جنوب آسیای صغیر رسیدند و به نظارت بر بارگیری صدها کشتی و حمل و نقل سپاهیان پرداختند . آنها روی هم رفته حدود 65 هزار نفر نیرو داشتند که شاید بیست هزار نفر آنها ملوان و ماموران لجستیک و بقیه سپاهیان میدان نبرد بودند . وقتی ناوگان آماده شد در امتداد ساحل به سمت غرب حرکت کرد ، از شمال جزیره بزرگ رودس گذشت ؛ به سوی ساموس در شمال غربی چرخید ؛ از دریا عبور کرد و به جزیره ناکسوس رسید که در آنجا ایرانیان شهر اصلی را آتش زدند و سرانجام باز به سوی شمال غربی به مقصد ارتریا حرکت کرد .
با نزدیک شدن ایرانیان ، مردم مناطق اطراف در پشت حصارهای دفاعی ارتریا جمع شدند و پناه گرفتند . وقتی سربازان داتیس و آرتافرن با لباس های متحدالشکل ارغوانی و رنگین خود شهر را محاصره کردند ، یونانیان با هراس آنها را نظاره می کردند . هرودوت می نویسد "مدت شش روز نبرد ادامه داشت که از هر دو طرف عده زیادی کشته شدند . سپس در روز هفتم دو مرد نامدار ارتریایی ... شهر را به دشمن فروختند ."
این دو مرد دموکرات هایی بودند که مدت ها پیش با اعضای حزب محافظه کار محلی درگیری داشتند و فکر می کردند که ایرانیان به پاداش عمل ایشان حزب آنها را بر سر قدرت خواهند آورد . اما آنها سخت اشتباه می کردند . مهاجمان شهر را سوزاندند و باقی مانده ی ساکنان آن را به اسارت گرفتند ."
امپراتوری ایران ، دان ناردو ، مرتضی ثاقب فر ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، صص 89 - 88
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 233 تاريخ: جمعه 25 فروردين 1396 ساعت: 3:01