هخامنشیان (1058) : شکست داریوش در ماراتن و قربانی 6400 ایرانی بخاطر تجاوزش به آتن

خرید بک لینک

شکست داریوش در ماراتن و قربانی حدود 6400 ایرانی بخاطر تجاوزش به آتن


هخامنشیان (بخش1058)


در قسمت 1055 گفتیم که ایونیه با کمک چند شهر یونانی تلاش کرد بعد از ده ها سال ، از یوغ هخامنشیان خارج شود ؛ که با شکست مواجه شد . در قسمت 1056 از بلایایی که داریوش بر سر مردم ایونیه آورد سخن گفتیم . و باید بدانید که داریوش به سرکوب و بدبخت کردن ایونیان اکتفا نکرد ؛ بلکه به ایالاتی که به او کمک کردند نیز تجاوز کرده و آنان را غصب نمود . در بخش 1057 به بخشی از این اقدامات داریوش در تراکیا و ارتریا پرداختیم و از جنایات او در این ایالات سخن گفتیم . اکنون به تجاوز او به آتن در این راستا می پردازیم :


" ... داتیس و آرتافرن با انهدام ارتریا نیمی از ماموریت خود را انجام داده بودند . آنها اطمینان داشتند که هدف دومشان - تسخیر آتن - به همین آسانی خواهد بود . در آغاز سپتامبر از اوبویا حرکت کردند و ظرف مدت کوتاهی به سواحل سرزمین آتن یعنی آتیکا رسیدند و اردوگاه خود را در حاشیه شرقی دشت پهناور ماراتون بر پا کردند . ظاهرا استراتژی آغازین آنها حرکت زمینی به سوی آتن در فاصله حدود چهل کیلومتری ، غارت شهر و استقرار یک پایگاه ایرانی در آتیکا بود .

اما فرماندهان ایرانی با نهایت تعجب دیدند که مانعی بر سر راهشان سبز شد . میلیشیا با چریک های آتنی که از حدود نه هزار هوپلیت (پیاده نظام سنگین اسلحه) تشکیل می شدند که ششصد هوپلیت از دولت-شهر کوچک پلاته نیز از آنها حمایت می کرد ، در مرز شمالی آتیکا مستقر شده بودند ، در حاشیه غربی دشت گرد آمدند و جاده آتن را مسدود کردند . هوپلیت های یونانی سربازان سنگین اسلحه ای بودند که نیزه های تیز و شمشیرهای کوتاه داشتند . آنها در واحدهای نظامی ویژه ای نبرد می کردند که به آنها فالانکس (فالانژ) گفته می شد و در آغاز سده هفتم و هشتم قبل از میلاد در سرزمین اصلی یونان شکل گرفته و تکامل یافته بود . یک واحد نمونه فالانکس از هشت صف یا ردیف هوپلیت تشکیل می شد . وقتی این صفوف منظم به هم می چسبیدند و به طور فشرده سپرهایشان را درست در کنار یکدیگر بالا می گرفتند ، سد استوار نفوذ ناپذیری پدید می آوردند . وقتی این صفوف به سوی دشمن هجوم می آوردند ، مردان ردیف جلو در حالی که صفوف عقبی به آنها شدیدا فشار وارد می آوردند ، نیزه های بلند خود را در بدن حریف فرو می کردند و مرگ دشمن قطعی بود .

با این حال فالانژهای یونانی در نبرد بزرگ به قدر سپاهیان ایران که به مهارت در نبرد و جنگاوری شهره بودند ، آزموده نبودند . با این همه در سپاه ایران نیز داتیس و آرتافرن از توانایی کشنده ارتش کوچکی که با آن روبرو شده بودند چندان آگاهی درستی نداشتند . بی گمان وقتی یونانیان به رغم شمار اندک خود ، گستاخانه در صبح روز دوازده سپتامبر به صفوف ایرانیان حمله بردند ، سرداران ایران به سختی شگفت زده شدند . هرودوت می نویسد :

"ایرانیان با مشاهده حمله دوگانه یونانیان ، که خود را برای آن آماده کرده بودند ، حمله آتنیان را که با نیرویی اندک و بدون حمایت سواره نظام یا کمانداران صورت گرفته بود ، حمله ای انتحاری و جنون آمیز یافتند ... با این حال آتنیان پیش آمدند و به نبرد پرداختند ."

آن گاه در نبرد خونینی که درگرفت ، هوپلیت های یونانی و فالانژهایشان خود را با انضباط تر و مهلک تر از هزاران ایرانی نشان دادند و در نتیجه سرانجام ایرانیان سراسیمه به سوی ساحل گریختند . یونانیان آنها را دنبال کردند و توانستند پیش از گریز ناوگان ، هفت کشتی را به غنیمت بگیرند . داتیس و آرتافرن بیش از 6400 سرباز را از دست دادند (در مقایسه با فقط 192 آتنی که کشته شدند) و در نتیجه از ادامه ماموریت خود چشم پوشیدند و به آسیای صغیر بازگشتند ؛ سپس پیکی به سوی داریوش فرستادند تا هم اخبار بد و هم پوزش آنها را به عرض داریوش برساند .

در پی عقب نشینی ایرانیان ، یونانیان با انواع جشن ها و داستان ها این پیروزی را گرامی داشتند ، چنان که بعدها این پیروزی در ادبیات و فولکلور تمدن غرب تبدیل به افسانه شد ؛ زیرا برای آنها این پیروزی کرانه هایی حماسی داشت ."


امپراتوری ایران ، دان ناردو ، مرتضی ثاقب فر ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، صص 91 - 90


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 223 تاريخ: جمعه 25 فروردين 1396 ساعت: 3:01

صفحه بندی