سجده در برابر شاهان هخامنشی ، امری مرسوم در ایران باستان / شاه پرستی در ایران باستان
هخامنشیان (بخش1034)
" کرداری موهن و خوارکننده :
بیشتر یونانیانی که شاهد مراسم پروسکنیزیس ، یعنی به سجده افتادن در برابر شاه ، بودند ، آنرا موهن و خوارکننده دانسته اند . آریان مورخ در قطعه ای از کتاب آناباسیس خود ، احساس کالیستنس ، یکی از افسران ارشد اسکندر را در مورد این آیین شرح می دهد :
"فراموش نکنید که احترام گزاردن به یک انسان با پرستش خداوند متفاوت است . تمایز میان این دو شیوه های گوناگونی دارد ، مثلا ساختن معابد و بر پا کردن تندیس ها و اهدای خاک مقدس ، ویژه خدایان است ... با این حال همه ی این چیزها در مقابل آیین سجده کردن اهمیتی ندارد . انسان ها وقتی با یکدیگر برخورد می کنند یکدیگر را می بوسند ؛ اما یک خدا ، که دور از ما بر تخت اسرارآمیز خود نشسته است ، نباید لمس شود . از همین روست که در برابر او سر را به سوی زمین خم می کنیم ... بنابراین اگر این تمایز را از یاد ببریم مرتکب خطا شده ایم ؛ ما نباید در مقابل یک انسان هر قدر بزرگ باشد به احترام گذاری افراطی (یعنی سجده کردن) بپردازیم یا با این کار به ایزدان بی حرمتی کنیم ... و آنها را تا مقام انسان پایین بیاوریم ."
امپراتوری ایران ، دان ناردو ، مرتضی ثاقب فر ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، ص 66
" ... تمام رعایای او (شاه) از جمله بزرگان و نجبای ارشد وقتی به شاه نزدیک می شدند می بایست در مقابل او به خاک می افتادند ؛ که یونانیان به این رسم پروسکنیزیس می گفتند . "
امپراتوری ایران ، دان ناردو ، مرتضی ثاقب فر ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، ص 66
" (بخشی از) توصیف زیر از گزنفون درباره کوکبه شاهی هنگام عزیمت کوروش ... :
" ... وقتی دروازه های قصر کاملا باز شد ، در سر دسته ، چهار گاو نر خاص قربانی پیش می رفتند ... پس از گاوهای نر ، اسب هایی که نذر آفتاب (=مهر) می شدند و سپس گردونه سپیدی که مال بند زرین داشت و حلقه های گل بر آن آویزان بود و خاص زءوس (اهورامزدا) و بعد از آن گردونه سفید دیگر که به مهر اختصاص داشت و مانند ارابه قبلی با گل آراسته بودند و باز گردونه سوم که اسب های آن یراق های ارغوانی داشتند . در پی ایشان نفراتی مجمرهای بزرگی پر از آتش بر دست می بردند و بالاخره خود کوروش در گردونه اختصاصی از دروازه قصر درآمد . با کلاه شاهی (تیارا) بر سر و قبا به رنگ ارغوانی که نوار سفید بر آن دوخته شده بود و مختص شاه بود و نیم شلواری سرخ پررنگ و ردای ارغوانی و بر دور تیارا هم سربند ... همین که شاه ظاهر شد همه جمع به خاک افتادند . شاید بعضی ها دستور این کار را داشتند و آن رسم پا بر جا شد یا ... "
امپراتوری ایران ، دان ناردو ، مرتضی ثاقب فر ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، صص 67 - 66
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 19:31