هخامنشیان (709) : افسانه هایی راجع به اسکندر کبیر

خرید بک لینک

افسانه هایی راجع به اسکندر کبیر


هخامنشیان (بخش709)


" ... دیودور گوید نسب اسکندر از طرف پدر به هرکول (نیم رب النوع یونانی) و از طرف مادر به اآسیدها می رسد ...

کنت کورث گوید : از این جهت که تقدیر همواره مطیع میل و شهوات اسکندر بود ، کامیابی های او باعث شد که نه فقط پس از اینکه کارهایش را به انجام رسانید ، بلکه از ابتدای سلطنتش در نسب او تردید کرده بگویند که آیا صحیح تر نیست به جای اینکه او را پسر هرکول و از اعقاب ژوپیتر (خدای بزرگ یونانی ها و رومی ها که یونانی ها او را زءوس می نامیدند) بدانیم ، به این عقیده باشیم که او پسر بلافصل خود ژوپیتر است . بنابراین اشخاص زیاد بدین عقیده شدند که ژوپیتر به شکل ماری در رختخواب مادر اسکندر داخل شد و از این ارتباط اسکندر بدنیا آمد . پس از آن خواب هایی که دیدند و جواب هایی که غیبگویان دادند ، تماما موید این معجزه بود . وقتی که فیلیپ از معبد دلف سوالی کرد ، غیبگوی معبد مزبور یا پی تی به او گفت که باید بیش از همه برای ژوپیتر نیایش داشته باشد ...

المپیاس (مادر اسکندر) ... موقع حرکت اسکندر به طرف آسیا به پسرش گفته بود "فراموش مکن که نژاد تو از کی است و خودت را لایق چنان پدری که تو داشتی نشان ده" .

... چون نطفه اسکندر بسته شد تا زمانی که او به دنیا آمد معجزه های گوناگون و علاماتی دلالت می کرد که مردی فوق العاده به دنیا خواهد آمد ؛ مثلا فیلیپ در خواب دید که بر شکم المپیاس مهری خورده که نقش شیری را می نماید و بعدها اسکندر این شایعه را شنید و از این جهت بود که در ابتدا اسم اسکندریه یعنی شهری را که در مصر بنا کرد ، لءون توپولیس نامید ، زیرا خواب فیلیپ را آریستاندر ، یعنی تردست ترین غیبگویی که بعدها رفیق پادشاه جوان و کاهن او گردید چنین تعبیر کرد : "پسر فیلیپ (یعنی اسکندر) دارای روحی بزرگ خواهد شد ."

... در این زمان (موقع تولد اسکندر) فیلیپ که تازه پوتی ده مستعمره آتنی را تسخیر کرده بود از پیشرفت های دیگر خود خبر یافت . توضیح آنکه ارابه های او در بازی های المپ ، گوی سبقت را ربودند و پارمنیون والی او در ایلیریه فتح نمایانی کرد . بعد در حینی که او غرق شعف و شادی بود خبر دادند که زن او المپیاس فارغ شده و پسری آورده و نیز شیوع دارد که در شهر پلا بر خانه ای که اسکندر در آنجا زاد ، دو عقاب جا گرفته ، تمام روز را در آن محل بماندند . دو عقاب را علامت دو امپراطوری اروپا و آسیا دانستند و چنین تعبیری پس از حدوث واقعه آسان بود و من در کتبی خوانده ام که در موقع تولد اسکندر زمین لرزه روی داد و رعد مدتی غرید و برق به کرات به زمین افتاد . فیلیپ از خوشبختی های پی در پی ترسید که مبادا خدایان بر او رشک برده ، در صدد کشیدن انتقام از او برآیند . این بود که از نمزیس درخواست کرد که در موقع کشیدن انتقام در ازای عنایت هایی که از طرف طالعش شامل او شده است از بی عنایتی خود نسبت به او بکاهد ." (یونانی های قدیم عقیده داشتند شخصی که خیلی سعادتمند است مورد حسد خدایان واقع می شود و نمزیس که الهه انتقام است برای او بدبختی هایی تدارک می کند . بنابراین فیلیپ درخواست می کرده که ربه النوع مزبور در کفاره او تخفیفی دهد) .

چنین است افسانه ها و روایاتی که در اطراف اسم اسکندر گفته شده و پلوتارک هم در کتاب خود این گفته ها را ذکر کرده ...

خود اسکندر ، چنانکه از کارهای او دیده می شود ... عقیده راسخ داشته که او پسر خدای بزرگ یونانی ها بوده ."


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1095 - 1092


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:08

صفحه بندی