آیا هخامنشیان و ایرانیان باستان ، نزد دنیا عزت داشتند ؟ / کوروش و هخامنشیان ، با تجاوز و نفرت پراکنی ، عزت ایرانیان را نابود کردند
هخامنشیان (بخش994)
" ... ایسوکراتس ، سخنور یونانی در سال 380 ق . م گفته است : "برای ما که در زندگی خصوصی خود فکر می کنیم بربرها فقط برای بردگی خانگی شایسته هستند ، شرم آور است که به سیاست عمومی خود اجازه دهیم تا این اندازه ، متحدانمان از سوی آنها به اسارت و بندگی گرفته شوند ."
یونانیان باستان همه غیریونانیان را بربر (=وحشی) می دانستند ؛ اما در این مورد خاص ، منظور ایسوکراتس ، ایرانیان است که در آن زمان شاهنشاهی آنها بزرگترین امپراتوری تاریخ بشر بود و در غرب از آسیای صغیر (ترکیه کنونی) و در شرق تا مرزهای هندوستان را در بر می گرفت . این سخنان بخشی از سخنرانی های متعدد سخنور یونانی خطاب به دولت-شهرهای یونانی است که پیوسته در حال جنگ با یکدیگر بودند تا نزاع را کنار بگذارند و برای مبارزه با (حکومت هخامنشی) ایران متحد شوند . ایسوکراتس ادعا می کند که ایرانیان بزدل و زن صفتند و شایستگی جنگی ندارند . بنابراین یونانیان برای غلبه بر ایشان دچار مشکل چندانی نخواهند شد .
ایسوکراتس در اهانت و تحقیر خود نسبت به ایرانیان تنها نبود . ارسطو ، فیلسوف مشهور آتنی ، نیز اعتقاد داشت که بربرها ، که ایرانیان برجسته ترین آنها بودند ، "طبیعتا برده" هستند . ارسطو در کتاب سیاست خود می نویسد :
" نمی توان انکار کرد مردمانی وجود دارند که هر جا هستند برده اند و مردمان دیگری که هرگز در هیچ جا برده نیستند . این در مورد افراد نجیب زاده نیز صدق می کند . نجیب زادگان ما نه تنها در کشور خود ، بلکه در تمامی جهان ، خود را اصل و نسب دار می دانند ؛ در حالی که بردگان فقط در کشور خودشان با اصل و نسب هستند ."
فیلسوف بر پایه ی این فرضیه به این نتیجه می رسد که حکومت یونانیان بر بربرها کاملا طبیعی است ؛ حال آنکه بی گمان ، حکومت بربرها بر یونانیان غیرطبیعی است . وقتی ارسطو به مقام آموزگاری اسکندر ، شاهزاده مقدونی که بعدها در سال 342 ق . م لقب "بزرگ" (=کبیر) گرفت رسید ، پیشداوری ها و تعصبات ضد ایرانی خود را به او تلقین کرد . کمتر از یک دهه بعد ، وقتی اسکندر به ایران یورش برد و سرانجام تسخیرش کرد ، کلمات استاد خویش همچنان در ذهنش تازه بود .
اندیشه بی ارزش (=بدبینی) بسیاری از یونانیان نسبت به همسایگان شرقی خود ، بیش از یک قرن دو ملت را در بدگمانی ، دشمنی و جنگ ادواری نگه داشت (1) . سابقه روابط بد ایران و یونان به سال های اولیه بنیادگذاری امپراتوری ایران توسط کوروش بزرگ ، نخستین فرمانروای دودمان هخامنشی در میانه ی سده ی ششم قبل از میلاد ، باز می گردد . کوروش شهرهای یونانی امتداد ساحل دریای اژه در آسیای صغیر را که یونانیان ایونیه می خواندند فتح کرد (=غصب کرد) و در آغاز سده ی پنجم ، داریوش و خشایارشا ، شهریاران ایران ، به خاک اصلی یونان هجوم بردند . یونانیان این حملات را دفع کردند ، اما نفرت ، توطءه و کشتار میان ایرانیان و یونانیان تا یک قرن بعد ادامه یافت . پس عجیب نیست اگر در عصر ایسوکراتس و ارسطو تقریبا تمام یونانیان ، ایرانیان را دشمنان خونین سنتی خود تلقی کنند و اندیشه جنگی تمام عیار با ایران برای یونانیان هم موجه و هم جذاب به نظر آید . (2) "
امپراتوری ایران ، دان ناردو ، مرتضی ثاقب فر ، انتشارات ققنوس ، چاپ سوم ، صص 10 - 9
1 . عامل این بدبینی یونانیان نسبت به ایرانیان ، چنانکه در سطور بعد آمده ، خود کوروش و هخامنشیان ، و تجاوز به یونان و کشتار یونانیان توسط آنان بوده است .
ضمنا باید بدانیم که تنها عامل جنگ بین ایران و یونان ، بدبینی یونانیان نسبت به ایرانیان نبوده ؛ بلکه دفاع از وطنشان و انتقام از جنایات و تجاوزات هخامنشیان را می توان علل اصلی جنگ بین ایران و یونان دانست .
2 . چنانکه بارها قبلا بصورت مستند گفتیم ، انگیزه اسکندر و یونانیان از حمله به ایران و تسخیر آن ، انتقام از تجاوزات و کشتارهای هخامنشیان در یونان بوده است . بنابراین صراحتا می توان عامل کشتار مردم ایران در سده های متوالی ، و تصرف ایران بدست یونانیان - منجمله اسکندر - را خود هخامنشیان و اعمالشان دانست .
از قدیم گفته اند : "از هر دست بدهی ، از همان دست می گیری"
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 215 تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1396 ساعت: 20:11