هخامنشیان (974) : تضاد کوروش پرستان -مزدوران صهیونیسم- با هخامنشیان : تفرقه افکنی در برابر وحدت

خرید بک لینک

تضاد کوروش پرستان با هخامنشیان : تفرقه افکنی در برابر وحدت


هخامنشیان (بخش974)


چنانکه می دانید کوروش پرستان و نژادپرستان بنا به اوامر اربابان صهیونیستی-امریکایی خود ، با ابزار مختلف منجمله خودآریاانگاری و فخرفروشی به نژاد ، ترویج قومیت گرایی ، نژادپرستی ، توهمات برتری نژادی ، تحقیر و توهین به اقوام و زبانها (منجمله عرب و ترک) ، توهین و حمله به "عامل متحدکننده ی اقوام (یعنی اسلام)" ، و روشهای دیگر ، دایما بدنبال تفرقه افکنی بین مردم کشور و نیز بین ایران و متحدین منطقه ای اش هستند .

جالب است بدانید این عمل دقیقا در تضاد با اعمال و مواضع هخامنشیان است و بار دیگر ادعای ما را تایید می کند مبنی بر اینکه کوروش پرستان نه تنها تعلق خاطری به هخامنشیان و ایران ندارند ، بلکه حتی پیرو هخامنشیان هم نیستند .

ناهمخوانی های فراوان مواضع کوروش پرستان و نژادپرستان با مواضع هخامنشیان (و بلکه همخوانیشان با منافع و اهداف دشمنان ایران منجمله صهیونیسم و امریکا) بروشنی نشان می دهد که استفاده از کلمات وطن دوستانه ، تنها یک "ابزار" است در دست این مزدوران امریکا و صهیونیسم ؛ برای نابودی ایران .

###

در کتاب ایران باستان درباره هخامنشیان چنین می خوانیم :


" ... شاهنشاهی هخامنشی از حدود سی سرزمین تشکیل یافته بود . داریوش اول علاوه بر سرزمین مرکزی ، پارس ، کشورهای زیر را در کتیبه ای از شوش بر می شمارد :

"داریوش شاه می گوید : "به یاری اهورامزدا ، این است سرزمین هایی که من بیرون از پارس گرفتم ، بر آنان فرمانروایی نمودم ، و آنان برای من باج آوردند . آنچه فرمانشان دادم همان کردند . قانون من آنها را محکم نگاه داشته است : ماد ، ایلام ، پارت ، هرات ، بلخ ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، رخج ، ثتگوش ، گنداره ، سند ، سکاهای آمورگی ، سکاهای تیزخود ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، کاپادوکیا ، سارد ، ایونیا ، سکاهای آن سوی دریا ، اسکودرا (مقدونیه) ، ایونیانی که کلاه کوتاه و لبه پهن بر سر دارند ، لیبیایی ها ، حبشیان ، مردان مکه ، کاریایی ها ."

در این سرزمین ها اقوام و قبایل گوناگون می زیستند (1) که هر کدامشان به زبان یا گویش متفاوت سخن می گفت و هر گروه فرهنگ و دین خود را پیروی می کرد . همه ی آنان در مراکز شهری ساکن نبودند ؛ برخی گله داری می کردند یا کوچ نشینانی بودند که به چادرنشینی یا نیمه چادرنشینی روزگار می گذرانیدند . به دلیل نبود اسناد مکتوب در شرق شاهنشاهی ، چنین می توان انگاشت که جامعه ی آنان بر خلاف سنت های نوشتاری بین النهرین و آسیای صغیر هنوز غالبا بر سنت های شفاهی متکی بوده است ...

پارسیان (=هخامنشیان) هیچ علاقه نداشتند زبان ، فرهنگ و دین خود را بر اتباعشان تحمیل کنند ، بلکه به هر قوم و تبار اجازه می دادند بر هویت و میراث فرهنگی خویش بماند . علت چنین نگرشی مصلحت اندیشی سیاسی بود . با این روش به اقوام گوناگون وحدت و همگرایی می بخشیدند و هویت هر قوم را ارج می نهادند ، بی آنکه به زور و سرکوبی متوسل شوند ...

در چنین فضایی ، چندزبانگی ، جزءی اساسی از دستگاه اداری امپراتوری بود و اسناد رسمی با دو یا سه زبان مختلف به نگارش در می آمد ... "


ایران باستان ، ماریا بروسیوس ، عیسی عبدی ، نشر ماهی ، چاپ 1388 ، صص 78 - 77


1 . یعنی ایران فقط متعلق به آریایی ها نبود .

این هم یکی دیگر از تضادهای کوروش پرستان با هخامنشیان است ؛ چرا که کوروش پرستان و نژادپرستان ، کل ایران را متعلق به آریاییها می دانند . در عین حال ، هیچ سندی هم بر آریایی بودن خود ، نه آورده اند و نه می توانند بیاورند .


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 198 تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 21:25

صفحه بندی