بلایی که هخامنشیان بر سر ایرانیان آوردند / غارت ، کشتار و ... پارسیان ، نتیجه تجاوز هخامنشیان به یونان
هخامنشیان (بخش835)
" ... اسکندر (وقتی به تخت جمشید رسید) سران سپاه خود را گرد آورده و خطاب به آنها کرده ، چنین گفت : "یونان ، دشمنی بدتر از پایتخت شاهان پارس نداشته . از اینجا بود که اردوهای بی شمار پارس به وطن ما می ریخت . از اینجا داریوش و خشایارشا جنگی را که کفر بود به اروپا آوردند ؛ و لازم است با خراب کردن این شهر ، ارواح اجداد خودمان را راضی کنیم ."
پس از این نطق ، اسکندر امر کرد فالانژ مقدونی وارد شهر گردد . بیشتر اهالی به واسطه ی آمدن اسکندر از شهر خارج شده به اطراف رفته بودند . مقدونی ها قبل از تسخیر تخت جمشید ، شهرهای نامی متعددی به جبر یا به مسالمت گرفته و ثروت زیاد در آن شهرها یافته بودند ؛ ولی هیچ کدام از حیث ثروت و ذخایر به تخت جمشید نمی رسید . طلا و نقره در اینجا روی هم انبوه شده بود . لباس های گرانبها ، اثاثیه و ذخایر را شماره نبود . بنابراین وقتی که مقدونی ها به امر اسکندر مشغول غارت شدند ، در میان خود آنها نفاق افتاد ؛ زیرا هر کس دشمن کسی می شد که غنیمتی بهتر بدست آورده بود و چون غنایم به قدری زیاد بود که نمی توانستند تمامی آن را برگیرند ناچار غنایم را خوب و بد می کردند و در سر چیز گرانبهایی ، منازعه بین مقدونی ها در می گرفت . بنابراین لباس شاهی به دست چند نفر مقدونی پاره پاره می شد ، گلدانها و جام های گرانبها را با تبر خرد می کردند ، پارچه های فاخر و زیبا را می دریدند . در نتیجه چنین شد که چیزی بی عیب به دست سرباز مقدونی نیفتاد . حتی مجسمه ها را شکستند و ظروف را خرد کردند . مقدونی ها به امر اسکندر به غارت و یغما اکتفا نکرده ، به کشتن اهالی شهر و اسرا پرداختند و در نتیجه ، کشتاری مهیب شروع شد . اهالی چون وضع را چنین دیدند به خودکشی اقدام کردند . توضیح آنکه برای احتراز از شقاوت مقدونی ها ، بسیاری از اهالی ، البسه فاخر پوشیده ، با زنان و اطفال ، خودشان را از بالای دیوارها به زیر می انداختند و برخی منازل خود را آتش می زدند .
پس از آنکه کشتار اهالی بی گناه ، مدت ها طول کشید بالاخره فاتح مقدونی (یعنی اسکندر) به خود آمده ، امر کرد از اشخاص دست باز دارند و با زینت های زنان کاری نداشته باشند .
ذخایر خزانه را مختلف نوشته اند . به قول دیودور و کنت کورث ، صد و بیست هزار تالان نقره بود . مورخ آخری گوید شش هزار تالان هم از شهر پاسارگاد به تصرف اسکندر درآمد و او خواست این ذخایر را تماما حمل کند و چون مال بنه به قدر کفایت در محل پیدا نشد ، به شوش و بابل ماموری فرستاد تا عده ی لازم را تهیه کند . پاسارگاد را حاکم آنجا کبارس تسلیم کرد . پلوتارک نوشته طلا و نقره ی خزانه ی اینجا به قدر ذخایر خزانه ی شوش بود . (1) "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1273 - 1272
1 . قبلا هم اسناد زیادی آوردیم که نشان داد علت و انگیزه حمله اسکندر و یونانیان به ایران و تصرف آن ، انتقام از تجاوزات و جنایات هخامنشیان در یونان بود .
برای اطلاعات بیشتر می توانید به قسمت های قبل مراجعه کنید .
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
برچسب:
نویسنده: فاطمه زارعیان