سستی و خیانت سرداران هخامنشی ، عامل تصرف ایران بدست اسکندر / کشته شدن داریوش بدست سرداران خود
هخامنشیان (بخش843)
" ... پس از آن اسکندر با سپاه خود تاخت تا زودتر به دشمن (=سپاه هخامنشی) برسد و به قدری به سپاه بسوس (سردار هخامنشی که به داریوش خیانت کرده بود) نزدیک شد که همهمه ی سوارهای او را می شنید ؛ ولی در این موقع ، گرد و غبار مانع بود از اینکه سپاه مزبور را مقدونی ها ببینند . اسکندر قدری تامل کرد تا گرد فرونشست و پس از آن سپاه بسوس را دید . در این موقع اگر بسوس جرات داشت بایستد و با اسکندر جنگ کند ، تمام مزایا با او می بود ؛ زیرا عده ی جنگی های او زیادتر و سواره نظام او باختری و تازه نفس بود . ولی سپاهیان اسکندر از جهت راهی که شب و روز پیموده بودند خسته و فرسوده بودند . اما نام اسکندر ، بسوس و رفقای او را مرعوب ساخت و در نتیجه تصمیم کردند که فرار کنند . با این مقصود به ارابه ی داریوش نزدیک شده ، به او (که اسیرش کرده بودند) تکلیف کردند که بر اسب نشسته ، با آنها فرار کند . او ابا کرده گفت "من از دنبال پدرکشان نخواهم رفت ."
خاءنان چون این بشنیدند خشمناک گشته ، چند تیر به طرف او انداختند و دو نفر از غلامان او را کشته ، زخم های زیاد به اسبان ارابه زدند تا نتوانند حرکت کنند . پس از این جنایت ، بسوس به طرف باختر رفت و نبرزن به سمت گرگان شتافت . بر اثر این وقایع ، سپاه ایرانی ، بی سر و سالار مانده ، بپراکند و فقط پانصد نفر دور هم جمع شدند ، بی اینکه بدانند در این حال چه باید کرد . اسکندر که از دور اختلال قوای بسوس را دید در حال نی کانور را مامور کرد شتافته ، راه فرار را بر دشمن سد کند و خود از دنبال او حرکت کرد . در این گیر و دار ، سه هزار نفر از پارسی ها کشته و عده ای اسیر گشتند . اسکندر حکم کرده بود اسرا را نکشند . در میان اسرا کسی نبود که بداند ارابه داریوش کجاست . اما اثری هم نشان نمی داد که داریوش فرار کرده باشد . در این احوال اسکندر با سه هزار نفر سپاهی می شتافت که به نی کانور برسد و چون تند حرکت می کرد عده ای از سپاهیان او عقب می ماند و سپاهیان بسوس که پراکنده بودند به این عقب مانده ها تسلیم می شدند . در این وقت ، بی سر و سالاری ، پارسی ها را چنان بی تکلیف ، مضطرب و پریشان کرده بود که عده ی تسلیم شدگان چند برابر مقدونی ها بود ! " (1)
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1292 - 1291
1 . پس از اندک مدتی ، ارابه داریوش پیدا شد ، در حالی که داشت جان می کند و سپس از دنیا رفت .
تذکر :
1 . مطالب واقع در لینکهای زیر ، تعدادی دیگر از خیانات سرداران هخامنشی و بزرگان ایرانی شهرها و ایالات ایران را نشان می دهد :
https://ume.la/HCGmjK
https://ume.la/JiERpN
https://ume.la/JVYkOj
https://ume.la/1aaWBV
https://ume.la/Qm9Fw8
https://ume.la/Av2yia
https://ume.la/UEOKcZ
https://ume.la/56yb8B
https://ume.la/9TULkX
https://ume.la/1SL1EI
https://ume.la/uCWAV7
https://ume.la/nTzrMp
https://ume.la/fTtlJz
2 . تصور کنید سربازان و سرداران جمهوری اسلامی هم اینگونه می بودند .
آیا اکنون ایرانی در کار بود ؟!
ما موجودیت کشورمان و امنیتمان را مدیون اسلام هستیم که چنین سربازان و سرداران وفادار و باغیرتی تربیت کرد که حتی حاضر شدند (در تحریم نظامی کامل) در برابر بیش از صد کشور دنیا (در جنگ هشت ساله) و داعش خونخوار (نماینده ی امریکای ابرقدرت و متحدانش) بایستند و عزیزترین داراییشان (یعنی جانشان) را برای دفاع از رهبرشان ، نظام جمهوری اسلامی و کشورشان بدهند ؛ ولی وجبی از خاک وطنشان کم نشود .
ایران نبود ، اگر "اسلام" نبود .
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 19:49