هخامنشیان (845) : احترام و ملاطفت اسکندر با خانواده داریوش و جسد او

خرید بک لینک

احترام و ملاطفت اسکندر با خانواده داریوش و جسد او


هخامنشیان (بخش845)


" ... در اینجا یک نفر مقدونی که پولیس ترات نام داشت و برای رفع عطش به سر چشمه آمده بود ، دید اسب هایی زخم های زیاد برداشته تلاش می کنند و نزدیک است تلف شوند . او از اینکه اسب ها را زخم زده بودند ، در حیرت شد و بعد ناله شخصی را که در حال نزع باشد شنید . حتی کنجکاوی او را بر آن داشت که به ارابه نزدیک شده ، در درون آن بنگرد . پس از آن که پوست ها را باز کرد ، دید شخصی در لباس فاخر و در زنجیرهای طلا چند زخم برداشته و در حال نزع است . داریوش از دیدن این شخص مشعوف شد و چون زبان یونانی را قدری می دانست گفت : هر کس که تو باشی تو را سوگند می دهم به مقدرات انسان ، مقدراتی که بزرگترین شاهان ، چنانکه تو الان بینی ، از آن معفو نیستند ، این آخرین سخن مرا به اسکندر برسان . به او بگو که از محن ، حتی از این بلیه که به عمر من خاتمه می دهد ، بدتر این است که در ازای نیکی هایی که او به مادر ، زن و اطفال من کرد ، نتوانستم حق شناسی خود را ابراز کنم و می میرم ، در حالی که دشمن او هستم ؛ ولی اگر راست است که آخرین ادعیه بیچارگان در نزد خداوند مقبول است ، از او خواهانم که اسکندر را از هر مخاطره محفوظ بدارد تا بر تخت کوروش ، زندگانی باافتخاری کند و موافق حسیاتی که ناشی از مردانگی است ، به مادر و اطفال من اجازه دهد در نزد او مقامی را که شایان محبت و اطاعت آنهه نسبت به اسکندر است دارا باشند و نیز خواهانم که کیفر عمل پدر کشان در کنار آنها گذارده شود . البته اسکندر برای کشیدن انتقام یک دشمن بدبخت هم که باشد در ازای جنایتی که مرتکب شده اند برای اینکه دیگران سوء قصد نسبت به شاهان و خود او نکنند آنها را مجازات خواهد کرد .

... پس از آن داریوش دست خود را به طرف پولیس ترات دراز کرده گفت : "این علامت حق شناسی را به اسکندر برسان" ؛ و دست خود را در دست او گذاشت و درگذشت .

پس از چند لحظه اسکندر دررسید و به طرف نعش داریوش دویده ، به حال دلخراش این شاه مقتدر رقت آورد و بگریست . بعد ردای خود را کنده ، روی نعش انداخت و امر کرد که با احترامات زیاد نعش شاه را حرکت داده ، به مقیره ی شاهان که در پارس بود ببرند و در آنجا پهلوی قبور نیاکانش دفن کنند ."


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1293 - 1292


تذکر : داریوش توسط سرداران خاءن خود - نبرزن و بسوس - اسیر شده و زخم خورده بود .


https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 19:49

صفحه بندی