هخامنشیان (693) : عدالت هخامنشی : رحم نکردن حتی به تسلیم شدگان / کشتن صیداییان پس از اعلان تسلیم

خرید بک لینک

عدالت هخامنشی : رحم نکردن حتی به تسلیم شدگان / کشتن پانصد نفر بزرگان صیدا و سپس کل مردم صیدا و با خاک یکسان کردن شهرشان حتی با وجود اعلام تسلیم قبل از جنگ


هخامنشیان (بخش693)


" ... وقتی که اهالی صیدا از تسلیم گشتن تن و کشته شدن صد نفر مزبور آگاه شدند ، دیدند که چاره ندارند جز اینکه داخل مذاکره شده ، شهر را تسلیم کنند . با این مقصود پانصد نفر از میان معروفین خود انتخاب کرده ، در لباس اهل استدعا نزد شاه فرستادند . چون این نمایندگان به اردوی پارسی رسیدند ، اردشیر تن را خواسته پرسید که آیا می تواند شهر را تسلیم کند ؟ او جواب داد بلی . جهت سوال مزبور از این نکته بود که اردشیر نمی خواست شهر به مسالمت تسلیم گردد و می خواست چنان زهرچشمی به اهالی صیدا بدهد که سایر شهرهای فنیقیه تکلیف خودشان را بدانند ؛ بنابراین پس از آنکه تن گفت می تواند شهر را تسلیم کند ، اردشیر حکم کرد تمام پانصد نفر را از دم تیغ گذرانیدند .

پس از آن تن به سپاهیان اجیر یونانی که از مصر آمده بودند نزدیک شده ، امر کرد او و شاه را به شهر راه دهند و بدین نحو پارسی ها وارد شهر شدند . پس از اینکه شهر تسخیر شد ، چون اردشیر دیگر تن را لازم نداشت ، امر کرد او را هم به قتل رسانیدند . اما اهالی صیدا همین که از کشته شدن نمایندگانشان آگاه شدند ، فهمیدند که چاره ای دیگر جز جنگ ندارند . بنابراین تصمیم به جنگ کردند و برای اینکه کسی راه عقب نشینی یا فرار نداشته ، از جان گذشته جنگ کند ، تمام کشتی ها را سوزانیدند و بعد که دیدند دشمن به شهر راه یافته و سپاهیان شاه مانند مور و ملخ دیوارها را در احاطه دارند ، از شدت یاس تصمیم به خودکشی کرده ، به خانه های خود درآمدند و درها را بسته ، منازل را آتش زدند و خودشان با زنان و اطفال در این حریق عمومی بسوختند . دیودور گوید که چهل هزار نفر با غلامان در این واقعه تلف شدند و شهر طعمه آتش گردید .

نلدکه نوشته که عده ی تلف شدگان چهارصد هزار نفر بود ولی مدرک این عقیده را ننموده و دیگر بعید به نظر می آید که صیدا در این زمان دارای 400 هزار نفر سکنه بوده باشد . پس از تسخیر شهر اردشیر خاکسترها و زمین این شهر را به چندین تالان بفروخت . توضیح آنکه اشخاصی داوطلب شدند که در خرابه های این شهر حفریات کنند و از این راه به حد وفور طلا و نقره ی گداخته بدست آورند . بعد مورخ مذکور گوید چنین بود عاقبت این شهر بدبخت ؛ و پس از آن سایر شهرهای فنیقیه که از رفتار اردشیر نسبت به صیدا سخت متوحش شده بودند ، همگی سر تسلیم پیش آوردند ... "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1055 - 1054


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:08

صفحه بندی