هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)

خرید بک لینک

بخش دوم مطلب "کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (به نقل از حسن پیرنیا)"


هخامنشیان (بخش711)


" ... اگرچه اسکندر طبیعتا صفات عالی داشت ، ولی توجه فیلیپ (پدرش) هم در تربیت او بسیار موثر افتاد ، زیرا فیلیپ هیچ گاه فراموش نمی کرد که مصاحبتش در ایام کودکی با اپامی نونداس تا چه اندازه در تربیت او موثر بود . به همین جهت چنانکه ذکر شد ارسطو فیلسوف معروف یونانی را به دربار خود خواست تا او را تعلیم کند و اسکندر صرف و نحو زبان یونانی را نزد حکیم مزبور آموخت . بعد فیلیپ معلمین دیگر برای اسکندر تهیه کرد و مخصوصا اسب سواری و تیراندازی و ورزش های گوناگون به او آموخت . پس از اینکه اسکندر بزرگ شد و به سنی رسید که می توانست با علوم دیگر آشنا شود ، فیلیپ ارسطو را که در می تی لن می زیست ، برای تعلیم اسکندر باز به دربار خود خواست و حکیم مزبور چند علم دیگر و به خصوص طبیعیات را به او آموخت و در دربار مقدونی بماند تا اسکندر به تخت نشست و به آسیا برای جنگ گذشت . مورخین اسکندر نوشته اند که چون او علوم طبیعی و طب را دوست می داشت ، بعدها هشتصد تالان به ارسطو داد تا به مخارج تحقیقات در این علم صرف کرده ، کتاب خود را به اتمام برساند ؛ و نیز نوشته اند اسکندر مایل نبود که ارسطو چیزهایی را که به او آموخته بود منتشر کند ؛ چنانکه در نامه ای خطاب به ارسطو ، اسکندر از حکیم مذکور مواخذه می کند که چرا مقام علم آکروآماتیک را پست و کتاب هایی در این باب منتشر کرده (از فحوای کلام مورخین مذکور چنین مستفاد می شود که مقصود فلسفه ی ماوراء الطبیعه بوده) . ارسطو جواب داد که هر چند کتاب هایی منتشر کرده ، اما کسی تا این علم را نیاموزد نخواهد توانست مفاد کتاب های او را بفهمد .

بعد اسکندر کتاب ارسطو را راجع به رتوریک خواست و اکیدا قدغن کرد که این کتاب را به غیر از او به کسی ندهد ؛ زیرا می خواست از حیث دانش هم برتر از دیگران باشد . اسکندر در اوایل سلطنتش احترامی زیاد نسبت به ارسطو می ورزید و می گفت که اگر فیلیپ به من حیات داده ، ارسطو مرا تعلیم کرده که با شرافت و نام زندگانی کنم .

برای فهم مطلب باید در نظر داشت که اسکندر فوق العاده جاه طلب بود و ارسطو هم به این صفت ذاتی او مساعدت می کرد . چنانکه می گفت که در میان تمام فیوض زندگانی ، شرف و نام بالاتر از هر چیز است . تعلیمات ارسطو اثراتی خلل ناپذیر در دماغ (ذهن) اسکندر گذاشت و باعث شد که او حدی برای جهانگیری های خود قرار ندهد . این بود که پس از جنگی به جنگی می پرداخت و بالاخره جاه طلبی را به جایی رسانید که خواست او را خدا بدانند و چنانکه بیاید کالیستن مورخ خود را کشت از این جهت که این داعیه ی اسکندر را استهزا می کرد و نیز همین جاه طلبی اسکندر باعث شد که او بعدها مورد ملامت ارسطو گردید . فیلسوف مزبور اسکندر را از داعیه ای که داشت و خود را بالاتر از بشر می دانست ، علانیه (آشکارا) در میان پیروان خود انتقاد می کرد و همین انتقادات اسکندر را از او سرد کرد ، به حدی که ارسطو را دشمن خود پنداشت . "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1098 - 1097


ادامه این مطلب در قسمت 712 خواهد آمد .


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:08

صفحه بندی