هخامنشیان (804) : سستی ، بی مسءولیتی و بی تدبیری سرداران هخامنشی ، عامل اصلی تصرف ایران توسط اسکندر

خرید بک لینک

سستی ، بی تدبیری و بی مسءولیتی سرداران هخامنشی ، عامل اصلی تصرف ایران بدست اسکندر


هخامنشیان (بخش804)


قبلا به موارد متعددی از سستی ها ، بی تدبیری ها و بی مسءولیتی های داریوش و سردارانش در برابر اسکندر اشاره کردیم ؛ که سبب شدند اسکندر بسرعت پیشروی کرده ، هخامنشیان را شکست دهد و ایران را به چنگ آورد . در اینجا به دو مورد دیگر اشاره می کنیم :

" عبور اسکندر از دجله : مورخین یونانی گویند که سواره نظام اسکندر وارد دجله گردید . در ابتدا آب تا سینه ی اسبان و در وسط رود تا گلوی آنها بود (کنت کورث نوشته در آسیا رودی نیست که به تندی دجله باشد و برای استدلال به اسم دجله یعنی تیگر ، استناد کرده ، گوید که تیر را به زبان پارسی ، تیگریس گویند) .

پیاده نظام به دو قسمت تقسیم و در حالی که جناحین آنرا سواره نظام حفظ می کرد وارد دجله شد . اینها اسلحه را روی سر گذارده بودند و مانند باری آنرا بر دوش داشتند . اسکندر در پیش حرکت کرده ، گدار را به آنها می نمود . عبور از دجله برای پیاده نظام سخت بود ؛ زیرا سپاهیان علاوه بر تندی آب ، با سنگ هایی مصادف می شدند که آب می غلطانید و اشخاصی که با بنه حرکت می کردند ، مجبور بودند با آب و بنه ای که آب می برد همواره کشتی گیرند . در این حال اسکندر فریاد می زد بنه را رها کنید و اسلحه تان را نجات دهید ؛ ولی در میان این غوغا و همهمه کسی فریاد او را نمی شنید و اگر هم می شنید وحشت و اضطراب به قدری بود که کسی در فکر اجرای فرمان نبود . بالاخره اسکندر امر کرد که سپاهیان او دست یکدیگر را گرفته ، سدی تشکیل کنند و به کمک یکدیگر از آب بگذرند و آب در این موقع به بالای سینه آنها می رسید . بدین منوال پس از مجاهدت زیاد ، قشون اسکندر به جایی رسید که آب رود کمتر و جریان آن ملایم تر بود . چنانکه از نوشته های مورخین بر می آید و اگر هم آنها نمی نوشتند معلوم و مسلم بود ، دربار ایران در این موقع خبطی بزرگ کرده که قسمتی از قشون خود را برای ممانعت عبور اسکندر و قشونش به این محل نفرستاده ؛ و الا با تندی جریان رود و آب زیاد آن به آسانی ممکن بود عبور را به مراتب مشکل تر کرده ، تلفات زیاد به لشکر اسکندر وارد آورد و شاید عبور اصلا ممکن نمی شد . بعضی عقیده دارند که اگر داریوش در این طرف رود ده هزار نفر آماده کرده بود ، اسکندر موفق نمی شد از دجله بگذرد ؛ و این غفلت را مانند غفلت های دیگر ، از خوشبختی اسکندر می دانند .

عقیده ی کنت کورث هم همین است . مورخ مذکور گوید : اگر مازه به مقدونی ها هنگام عبور حمله می کرد ، به واسطه بی نظمی که در فالانژها در این موقع روی داده بود ، یقینا فاتح می شد . ولی به جای اینکه این کار را کند ، فقط وقتی سواره نظام او به حرکت آمد که قشون مقدونی به ساحل چپ رود گذشته بود ؛ و در این موقع هم خبط کرده ، فقط هزار نفر سوار برای ممانعت از عبور مقدونی ها فرستاد و معلوم است که اسکندر به این عده ی کم با نظر حقارت نگریسته ، یکی از سرکردگان خود را موسوم به آریستون مامور کرد بدان حمله کند . جنگی در این حین درگرفت که مقدونی ها فاتح شدند و آریستون با نیزه ، زخمی به ساتروپات وارد و او را تعقیب کرد . بعد او را از اسب به زمین افکنده ، سرش را برید و آنرا برده ، به پای اسکندر انداخت . "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1232 - 1231


تذکر :


این مطلب ، مرا به یاد حدیثی از حضرت علی (ع) انداخت : " ذلت نصیب مردمی است که در خانه خود با دشمن جنگیدند ."

مسلما اگر داریوش تدبیر می داشت و به اسکندر ، در بیرون از ایران ، یا نهایتا مرزهای ایران و یا هنگام عبور او از فرات یا دجله حمله می کرد ، اسکندر نمی توانست به داخل ایران و به سمت پایتخت پیشروی کند و داریوش را شکست داده ، ایران را تصرف نماید .

این شکست ، نتیجه غفلت ، بی تدبیری و یا سستی خود داریوش و سردارانش است .


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...

ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 18:28

صفحه بندی