خیانت سردار هخامنشی ، عامل دیگر تصرف ایران بدست اسکندر
هخامنشیان (بخش787)
قبلا به مواردی از خیانات داریوش سوم و برخی سردارانش و تاثیر آن بر تصرف ایران بدست اسکندر اشاره کردیم ؛ منجمله سپردن ایالات و شهرهای ایران به اسکندر . در اینجا به مورد مهم دیگری می پردازیم :
خیانت سردار ایرانی : تقدیم دمشق به دشمن
" ... اسکندر ... عازم سوریه گردید و پارمنیون را از پیش فرستاد تا خزانه ی داریوش را که در دمشق بود تصرف کند . سردار مزبور چون شنید که یکی از ولات ایران قبل از او عازم دمشق شده ، از اسکندر کمک خواست . ولی قبل از رسیدن آن ، مفتشین او شخصی را دستگیر کردند ... این شخص نامه ای از والی مزبور در دمشق برای اسکندر می برد . سردار مقدونی چون سر نامه را گشود دید والی نوشته که حاضر است خزانه ی داریوش را به تصرف اسکندر بدهد ولی برای این کار لازم است که او عده ی کمی به کمک وی بفرستد . پارمنیون حامل نامه را با مستحفظین نزد والی خاءن فرستاد . خودش هم از عقب او روانه شد ، و بلدهایی از اهل محل گرفته ، روز چهارم به دمشق رسید . حاکم مزبور در این حال به اهالی چنین وانمود که چون استحکامات شهر قابل اعتماد نیست باید خزانه را حمل کند و اگر کسی می خواهد در شهر نماند ، می تواند با او بیرون رود . پس از آن حاکم ، قبل از طلیعه صبح ، خزانه را حمل کرد و در این موقع ، هزاران نفر مرد و زن که از نجبای ایران ، زنان آنان ، اطفال سرداران ایرانی و نمایندگان شهرهای یونانی بودند و داریوش آنها را به شهر محکم دمشق فرستاده بود تا در امان باشند ، با او حرکت کردند ، بی اینکه به خیالشان هم خطور کرده باشد که والی خاءن می خواهد نه فقط خزانه ی داریوش را به اسکندر تحویل دهد ، بل درصدد است که تمام این مردان و زنان را هم به او تسلیم کند . پارمنیون همین که از دور این جمعیت را دید پنداشت که قشون دشمن است و به سپاهیان خود امر کرد حمله برند . حاملین خزانه و اشیاء و البسه ی نفیسه چون وضع را چنین دیدند هر چه بر دوش یا به دست داشتند انداخته فرار کردند و سپاهیانی هم که با آنها بودند نیز گریختند . در این حال حاکم باز چنین وانمود که از این واقعه ی غیرمترقبه هراسناک است . به این طرف و آن طرف دوید و بر اضطراب و وحشت جماعتی که از قصد خاءنانه ی او آگاه نبودند افزود . سپاهیان مقدونی که حمله می کردند ، به اشخاصی که قبل از همه فرار کرده بودند رسیدند . در میان این ها زنانی بودند که اطفال خود را در آغوش کشیده می دویدند و نیز سه دختر اردشیر سوم ، زن او و دختر اکزاترس برادر داریوش ، زن ارته باذ ، که از متنفذان دربار ایران به شمار می رفت و پسر او که ایلیونه نام داشت ، زن فرناباذ والی ولایات دریایی آسیای صغیر ، زن منتور ، سه دختر او ، زن ممنن و سه پسر او و کسانی زیاد از نجبای دیگر ایران که تماما اسیر شدند ...
مقدار پول و ذخایر و اموالی که به دست مقدونی ها افتاد ، چنین بود : مسکوکات نقره معادل دو هزار تالان ، اسباب نقره معادل پانصد تالان ، چهارپایان بنه هفت هزار راس ، گردونه ها و البسه فاخر به عده ای زیاد . شماره اشخاصی را که حاکم دمشق فریب داده ، ناگهان تسلیم مقدونی ها کرد تقریبا سی هزار نوشته اند ...
تسالیانی که در قشون پارمنیون بودند غنایمی زیاد از اینجا بدست آوردند و سپاهیان دیگر مقدونی هم ثروتمند شدند .
... مقدونی ها که برای اولین دفعه مزه ی طلا و نقره و زنان و تجملات مشرق را چشیدند ، از این به بعد با شوق و حرارت به هر راهی می رفتند تا اثری از ثروت های پارس کشف کنند . آریان به اختصار نوشته : چون اسکندر شنید خزانه ی داریوش که به وسیله ی سوفه نس حمل می شد و حتی مستحفظین آن و آنچه باعث غرور و شکوه شاه بود به تصرف او (یعنی اسکندر) درآمده ، این غنایم را به پارمنیون سپرد . پس از آن ... او را حاکم ایالت سل سیری کرده ، خودش به کارهای سوریه پرداخت (این ایالت در زمان جانشینان اسکندر عبارت بود از سوریه جنوبی که تا حدود مصر و عربستان امتداد می یافت) . اهالی سوریه در ابتدا نمی خواستند تابع اسکندر شوند ولی پس از آنکه دمشق به تصرف درآمد ، شهرها یک به یک سر تمکین پیش آوردند و جزیره ی آراد هم تسلیم شد (1) ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1188 - 1186
1 . این یعنی بخش اعظمی از ایران - معادل یک کشور فعلی - بواسطه خیانت یک ایرانی خاءن و تقدیم یک شهر (دمشق) به دشمن ، از دست رفت و در نهایت ، این خیانت ، باعث تصرف کل ایران شد ؛ یعنی همان خیانتی که کوروش پرستان - مزدوران صهیونیسم - می خواهند درباره لبنان ، فلسطین ، سوریه ، عراق ، یمن و ... انجام دهند تا بعد ، دشمن ، به پایتخت اصلی یعنی ایران برسد . برای همین است که - کوروش پرستان - بدنبال تضعیف جبهه مقاومت ، و نیز تفرقه بین ایران و آنانند .
@haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 23:38