بی تدبیری ، سستی و فرار ارسان (سردار هخامنشی) ، علت دیگر تصرف ایران بدست اسکندر
هخامنشیان (بخش758)
قبلا به اشتباهات متعدد داریوش سوم و برخی سرداران و خیانت برخی فرماندارانش در مقابله با اسکندر اشاره کردیم ؛ که مجموعه این اشتباهات و خیانات پی در پی ، باعث شکست داریوش هخامنشی و تصرف ایران بدست اسکندر شد . البته در مطالب بعد به اشتباهات دیگر آنان نیز خواهیم پرداخت . در اینجا به سستی و بی تدبیری ارسان - سردار و فرماندار داریوش - اشاره می کنیم :
" ... اسکندر عازم کیلیکیه گردید و به جایی رسید که آنرا " اردگاه کوروش (کوچک) " می نامیدند .
... این محل به مسافت پنجاه استاد (تقریبا یک فرسنگ و نیم) از معبری است که پس از آن داخل کیلیکه می شدند . این معبر را در آن زمان پیل یا دروازه می گفتند ؛ زیرا تنگی بود شبیه سنگرهایی که به دست انسان ساخته شده باشد و دروازه ای داشت .
برای فهم مطلب لازم است توضیح دهیم که کیلیکیه بین کوه هایی واقع شده که زنجیره ی آن از ساحل دریای مغرب شروع و تقریبا به شکل قوس دور زده ، باز به ساحل دریای مزبور منتهی می شود و در جایی که این زنجیره از ساحل دور شده به درون قاره می رود فقط سه معبر تشکیل می دهد که تماما تنگ و صعب العبورند و یکی از معابر سه گانه این دربند است که به درون کیلیکیه عهد قدیم هدایت می کند .
در این موقع ، که اسکندر می بایست از چنین تنگی بگذرد ارسان از طرف دربار ایران حاکم این ولایت بود . حاکم مزبور می توانست به موقع بلندی هایی را که بر تنگ مزبور مشرف است اشغال کند و با بهره مندی ، از عبور قشون اسکندر مانع شود ؛ چه (زیرا) سپاهیان اسکندر می بایست از پای کوه و از معبر چنان تنگی که ذکر شد بگذرند و این امری بود محال ؛ مگر اینکه مقدونی ها بلندی ها را از دست سپاهیان ارسان گرفته باشند و گرفتن این بلندی ها نیز کاری بود بس مشکل ، و مستلزم دادن تلفات زیاد و صرف وقت ممتدی ، زیرا این کوه ها مانند دیوارهایی که به آسمان رفته باشند تنگ مزبور را احاطه کرده و خود معبر هم به قدری تنگ است که چهار نفر نمی توانند پهلوی هم از آن عبور کنند ، بخصوص که جویبارهای زیاد از دامنه ی کوه بیرون می آید و زمین معبر را پست و بلند ساخته ، دره هایی در آن به وجود می آورد . بنابراین با داشتن عده کمی از سپاهیان رشید ممکن بود مدتها تمام قشون اسکندر را در اینجا معطل کرد . ارسان به جای اینکه این کار کند ، به کاری پرداخت که موقعش گذشته بود ؛ یعنی در این موقع نقشه ای که ممنن در گرانیک پیشنهاد کرده بود (و مخصوص همان گرانیک بود) ، به خاطرش آمد و با این مقصود با آتش و آهن کیلیکیه را مبدل به ویرانه ای کرد تا اسکندر و قشون او آذوقه و لوازم دیگر در اینجا نیابند ؛ و بعد چند نفر در تنگ مزبور گذاشته ، خود با کسانش از کیلیکیه بیرون رفت . آن چند نفر هم با اینکه باز می توانستند اسکندر را معطل کنند چون دیدند که والی حرکت کرد و رفت ، این رفتار را نسبت به خودشان خیانت دانسته و معبر را ترک کرده ، متفرق شدند . وقتی که اسکندر از معبر مزبور یعنی دربند یا چنانکه یونانی ها گویند دروازه کیلیکیه گذشت ، از طالع خود بی اندازه مشعوف گردید و گفت : "اگر دست هایی می بود که این سنگ ها را بغلطاند ، لشکر من مضمحل می شد" .
بالاتر به مناسبت قشون کشی کوروش کوچک توصیف این دربندها شده و همان جا تذکر دادیم که اسکندر راه کوروش کوچک را پیمود (1) . با وجود اینکه بلندی ها را کسی نداشت باز اسکندر نگران بود که مبادا دشمن در کمینگاهی پنهان شده باشد و با این مقصود سپاهیان تراکی را مامور کرد پیش رفته راه را بشناسند و دسته ای از کمانداران را فرستاد قله ی کوه را اشغال کنند و به آنها گفت که این کار با وجود اینکه دشمنی در پیش ندارند برای آنها در حکم جدال است و باید هر آن ، حاضر به جنگ باشند . بدین ترتیب اسکندر از دربند مزبور گذشته ، وارد شهر تارس که کرسی (مرکز) کیلیکیه بود گردید . ایرانی ها این شهر را تازه آتش زده ، رفته بودند ولی اسکندر پارمنیون را فرستاده بود که از حریق شهر ممانعت کند و خودش هم بزودی پس از آن در رسید و از حریق جلوگیری کرد . "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1157 - 1155
1 . اینجاست که نقش خیانت کوروش صغیر در تسخیر ایران توسط اسکندر روشن تر می شود . (کوروش صغیر بر برادر شاهش ، اردشیر ، شوریده بود و لشکری از سمت یونان به سمت پایتخت ایران پیش برد ؛ که در این راه باعث شناسانده شدن مسیر به یونانی ها شد . این مسیر بعدا توسط اسکندر برای حمله به ایران و تصرف آن استفاده شد .)
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 4:54