زن صفت شدن (و راحت طلبی) و اشرافیگری هخامنشیان ، یکی دیگر از علل شکست آنان از اسکندر
هخامنشیان (بخش765)
در قسمتهای قبل ، منجمله قسمت 763 به این موضوع اشاره کردیم . در اینجا هم بخشی از توضیحات کنت کورث را در این باره (زن صفتی و اشرافیگری در لشکر داریوش سوم) می آوریم :
" ... ترکه های زرین و لباس سفید جلودارهای این اسب (اسب آفتاب !) ، آنها را از سایر جلودارها ممتاز می داشت . به مسافت کمی از اسب مزبور ، ده ارابه که به زر و سیم مزین بود حرکت می کرد و پس از آن سواره نظام ده ملتی که اسلحه و اخلاق هر یک از آنها با هم ... تفاوت داشت . بعد سواره نظامی که پارسی ها آنرا جاویدان می نامیدند به عده ده هزار نفر می آمد . تجملات هیچ کدام از قسمت های قشون به تجمل این قسمت نمی رسید : بعض این سوارها طوق های زرین داشتند ، برخی جامه های زربفت یا قباهایی که دارای آستین های دراز و مزین به سنگ های قیمتی بود . پس از چند قدم جنگی هایی می آمدند که عده شان به پانزده هزار می رسید و آنان را "عموزاده های شاه" می نامیدند . اما تمام این جمعیت که زینت هایش شبیه زینت های زنان بود ، از تجملاتش می درخشید ، نه از اسلحه اش . سپاهی که پس از آن می آمد دری فور نام داشت . سپاهیان مزبور پیشاپیش گردونه ی شاهی حرکت کرده ، لباس شاه را می بردند . بعد گردونه شاهی می آمد . این گردونه از طرفین به صورت های خدایان که از زر و سیم ساخته بودند مزین بود و شاه در درون ارابه ، بلند و شاهانه نشسته بود . قید اسب ها به سنگ های قیمتی مرصع بود و منتهی می شد به دو هیکل زرین که قد آنان به یک ارش می رسید . یکی از هیکل ها مجسمه نینوس بود و دیگری مجسمه بلوس . در وسط آن دو هیکل مجسمه عقابی بود با بال های گسترده (باز) که از زر ساخته بودند و آنرا علامت مقدس می دانستند ."
... بعد کنت کورث (همانجا) گوید : "تزیینات داریوش ، زینت های دیگران را از خاطرها می زدود : قبای ارغوانی او در وسط با نقره ملیله دوزی شده بود و ردای (شنل) او که از زر می درخشید ، مزین بود به دو قرقی که یکی روی دیگری افتاده ، با منقار ضربت هایی به او می زد و هر دو را از زر بافته بودند . بالاخره از کمربند زرین او قمه ای آویخته بود که غلافش تماما مرصع و خود کمربند شبیه کمربند زنان بود . تاج شاهان را پارسی ها سی داریس نامند و تاج داریوش دیهیمی بود به رنگ آبی و سفید . از پس گردونه شاهی سپاهی به عده ده هزار نفر حرکت می کرد . نیزه های آنها به نقره مزین بود و نوکی از زر داشت . شاه را از سمت راست و چپ تقریبا دویست و پنجاه نفر از نجبا و اقربای ممتاز او احاطه داشتند . این کبکبه به سی هزار پیاده منتهی می شد و از عقب این عده ، چهارصد اسب شاهی را حرکت می دادند . دورتر به فاصله یک استاد ، گردونه ای می آمد که سی سی گامبیس مادر داریوش در آن بود و در گردونه ی دیگر ، زن داریوش حرکت می کرد . خدمه این دو ملکه سواره از عقب گردونه ها می رفتند . پانزده گردونه دیگر موسوم به آرماماکس اطفال شاه و مربیان و خواجه سرایان آنها را حمل می کرد . بعد زنان غیرعقدی (نامشروع) شاه می آمدند . عده اینها 360 و لباسشان مانند لباس ملکه ها بود . گنج شاه را ششصد قاطر و سیصد شتر می بردند و دسته کمانداران مستحفظین آن بودند . زنان اقربای شاه و نزدیکان او دسته ی دیگری تشکیل داده بودند و پس از آنها دسته ی پیشخدمت ها ، خدمه دربار و بار و بنه حرکت می کردند و در اقصی انتهای این موکب ، سپاهیان سبک اسلحه با روسایشان ."
این است توصیفی که از حرکت داریوش در راس سپاه خود به طرف فرات شده ...
همان مورخ چنین گوید : "اگر از این کبکبه ، نظری به قشون مقدونی می افکندیم می دیدیم که منظره به کلی تغییر کرده . در اینجا نه مردان از زر و سیم و رنگ های گوناگون می درخشیدند و نه اسبان . تمام درخشندگی آنان از آهن و مس بود . اینها بی زحمت می توانستند بایستند یا حرکت کنند و از اشکالاتی که از زیادی عده و بار و بنه دست می دهد آزاد بودند . اینها نه فقط مراقب صدای شیپورهایی بودند که از طرف فرماندهانشان دمیده می شد ، بل مواظب اشاره یک چشم بودند تا فرمان او را بجا آرند . اینها در هر جا جایی می یافتند که اردو زنند و غذایی بخورند . بنابراین سربازان اسکندر در دشت نبرد کوتاه نیامدند ، ولی داریوش با وجود اینکه دارای چنان جمعیتی بود ، به واسطه ی تنگی میدان جنگ مجبور شد با عده کمی جنگ کند ؛ و حال آنکه کمی عده ی سپاه اسکندر را حقیر می شمرد ."
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1167 - 1164
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 4:54