خرید بک لینک

درباره سایت

هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)

امکانات وب

"مشاوران نابلد و نژادپرست" و "دست کم گرفتن دشمن" ، طومار امپراطوری هخامنشی را برای همیشه در هم پیچید


هخامنشیان (بخش772)


" ... تمام یونانی ها(ی متحد داریوش) عقیده داشتند که داریوش عقب نشسته ، در جلگه های بین النهرین با اسکندر مصاف دهد تا از عده کثیر قشون خود بتواند استفاده کند و اگر این رای را نپسندد لااقل تمام قوای خود را بکار نبرد ؛ زیرا عاقلانه نیست که در یک جنگ تمام قوای مملکت را به خطر اندازد . داریوش با این رای چندان مخالف نبود ولی درباریان و سرداران او با رای مزبور سخت مخالفت کرده ، گفتند که یونانی های اجیر می خواهند خیانت کنند و قسمتی را از مملکت که به حفاظت آنها واگذار می شود به اسکندر تحویل دهند . بنابراین لازم است تمام قشون داریوش یونانی ها را احاطه کرده ، از دم شمشیر بگذراند ، تا خاءنین (!) به مجازات برسند . داریوش گفت : "من هرگز چنین خیانتی نکنم . اینها به امید قول من بدینجا آمده اند و اگر من چنین کنم دیگر کی به قول من اعتماد خواهد کرد ؟ و شایسته نیست کسی را از جهت عقیده ای که دارد نابود ساخت (1) . شما همه روزه دور من جمع می شوید ، عقاید مختلف اظهار می کنید و خودتان شاهدید که من شخصی را که عقیده اش از عقاید دیگران متین تر است صادق تر و نسبت به خود صمیمی ترین کس می دانم ."

پس از این جواب داریوش به یونانی ها پیغام داد که از حسن نیت آنها ممنون است ولی صلاح نمی داند عقب بنشیند ؛ زیرا عقب نشینی در حکم فرار است و در جنگ شهرت نام بی نهایت مهم است ، بخصوص که عقب نشینی جنگ را به تاخیر خواهند انداخت و حال اینکه تا زمستان چیزی باقی نمانده . تقسیم قوا را هم صلاح نمی داند ، زیرا عادت نیاکان او چنین بوده که در جنگی تمام قوای مملکت را به کار می بردند . وحشت از دشمن نیز جا ندارد ، زیرا روشن است که همین که اسکندر از نزدیک شدن او آگاه شد ، به گردنه های کوه ها پناه برد و تمارض کرد تا سپاهیان خود را فریب دهد (داریوش - موافق نوشته های مورخین - گمان می کرده که مرض اسکندر تمارض و آنهم از ترس بوده) . بنابراین نباید جنگ را به تاخیر انداخت و باید بی درنگ به محل هایی رفت که اسکندر به آن جاها پناه برده و دشمن ترسو را نابود کرد . "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1169 - 1168


1 . اتفاقا هخامنشیان در بسیاری مواقع ، افراد را به خاطر عقیده شان نابود کردند . از کوروش بگیر تا داریوش سوم . برای اطلاعات بیشتر ، به قسمت های قبل رجوع کنید . خاری دم - سردار آتنی متحد داریوش - یکی از کسانی بود که خود داریوش سوم بخاطر اظهار عقیده ، او را نابود کرد ؛ و یکی از علل شکست داریوش اتفاقا همین بی عدالتی و بی تدبیری داریوش در این زمینه بود .


تذکر :


این مطلب حاوی نکات فراوانی است که به بخشی از آن اشاره می کنیم :


1 . کوچک شمردن دشمن (=اسکندر) یکی از علل اصلی شکست داریوش بود .

2 . همه نظرات یونانیان متحد داریوش - چنانکه در صفحات بعد کتاب می خوانیم - درست و بجا بوده ؛ و داریوش با بی توجهی به آنان ، باعث شکست خود و تصرف ایران بدست اسکندر شد .

3 . وجود مشاوران و سرداران نابلد ، قوم گرا و نژادپرست ، علت این اشتباه بزرگ داریوش بود .

بی عقلی آنها اینجا محرزتر می شود که در عوض تشکر از متحدین خارجی ایران بخاطر مشاوره و انذار دادن ، خواهان اعدام (!) آنها می شوند .

4 . امپراطوری هخامنشی با وجود افراد قوم گرا ، نژادپرست و نابلد در هم پیچیده ، و بدست دشمن غربی افتاد . همین ترفند را دشمن غربی (امریکا ، انگلیس و صهیونیسم) قصد دارد اکنون با ترویج نژادپرستی و کوروش پرستی بین ایرانیان و نیز بین متحدین خارجی ایران (اعراب جبهه مقاومت) رواج دهد ؛ تا به اعتراف خودشان علاوه بر کوچک کردن امپراطوری (نفوذ) ایران در منطقه و نیز تجزیه ایران ، همان بلایی که سر ایران هخامنشی و نیز حکومت شیعی مختار و کوفه آوردند ، سر ایران آورند ؛ یعنی نابودی حکومت مقتدر اسلامی ایران و نابودی کشور ایران .

5 . ملتی که از تاریخ درس نگیرد محکوم به تکرار تاریخ است . هشیار باشیم و برای حفظ امنیت و موجودیت ایران ، با "نژادپرستی و کوروش پرستی" مقابله کنیم .


مطالب مرتبط :


1 . خیانت کوروش پرستان به ایران :

تلاش برای تضعیف ، تجزیه و نابودی ایران :

https://goo.gl/0or3hv

2 . توطءه دشمنان برای نابودی ایران : "فاسد کردن اخلاق ایرانیان" / حیله ای از غربیان که طومار امپراطوری هخامنشی را برای همیشه در هم پیچید :

https://goo.gl/Ak6kfp

3 . اهمیت اخلاق و عدالت در وجود کشور و حکومت :

https://ume.la/lnvgCb


@haghighat1357

برچسب: نویسنده: فاطمه زارعیان تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 4:54

صفحه بندی