عفت تی موکله ، زن یونانی
هخامنشیان (بخش720)
" ... (اسکندر) در شهر تب به عده ی کمی از اهالی آن که در میان آنها چند نفر کاهن بودند آزادی داد . در میان این اشخاص ، اسم زنی را تی موکله نام ذکر می کنند . قضیه ی او چنین بود : یکی از سرکردگان اسکندر این زن را اسیر و بی سیرت کرد و بعد از او پرسید که نفیس ترین اشیای خود را کجا پنهان داشته ای ؟
تی موکله اشاره به چاهی کرده ، گفت در این چاه ؛ و چون سرکرده ی مزبور به لب چاه رفته خم شد تا درون چاه بنگرد ، زن از پشت دو پای او را کشیده ، به چاه سرازیرش کرد و در حینی که سرکرده ی مزبور بیهوده تلاش می کرد تا مگر از چاه بیرون آید ، تی موکله چند سنگ به سرش نواخته ، کار او را بساخت . بعد کسان سرکرده او را گرفته نزد اسکندر بردند و او پرسید : تو کیستی ؟
زن جواب داد : "خواهر ته آژن ، یعنی آن کسی که رءیس تبی ها بود و برای آزادی یونان کشته شد . چون خواستم از دستبردی که به ناموس من شده بود ، انتقام بکشم راهزنی را که شرف مرا ربوده بود کشتم . اگر تو می خواهی روح سرکرده ات را با کشتن من راضی کنی ، بدان که برای زن عفیفه ، پس از اینکه عصمت او لگدمال شد ، ناچیزتر از همه چیز ، زندگانی است . و هر قدر تو در ریختن خون من شتاب کنی باز دیر است ؛ زیرا من شرف خود و آزادی وطنم را به خاک سپرده و با وجود این هنوز زنده ام . "
اسکندر از این سخن به خود آمده ، گفت : تقصیر با سرکرده ی من بوده و پس از آن ، زن را ستود و امر کرد آزادش کنند و اقربایش را نیز از قید برهانند . "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 1110
تذکر : علت ذکر این مطلب در اینجا این بود که بدانید آنگونه که برخی ، یونانیان باستان را بی قید ، بی عفت و برهنه توصیف می کنند هم نبوده است (عمومیت ندارد) .
در قضاوت نباید از حقیقت و انصاف دور شد .
###############
کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2)...
ما را در سایت هخامنشیان (711) : کودکی و نوجوانی اسکندر کبیر (2) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 16:02